اختتامیه جشنواره فیلم فجر

مراسم اختتامیه امسال فیلم فجر نسبت به سال پیش تفاوتهای زیادی داشت.. که از دو جهت به ظاهر بهتر بود و از بقیه جهات بسیار منفی...

اول از محاسنش میگم تا برسم به اصل مسایل و مشکلات اختتامیه که حکایت از برنامه ریزی بسیار ضعیف بانیان آن بود..اینکه مراسم در تالار وزارت کشور برگزار میشد از جهت گنجایش جمعیت و از جهت سریعتر رسیدن برگزیدگان سیمرغ بلورین از بین جمعیت به بالای صحنه حسن مراسم امسال بود هرچند کلاس و اعتبار تالار وحدت چیز دیگه ایه و گرمی و زیبایی خاصی داره شاید هم چون بهش عادت داشتیم اینجور به نظر میرسید..یک حسن دیگه این مراسم که البته ظاهر قضیه بود و در باطن به گونه دیگه ای جبران شد حذف سخنرانی مسوولین بود که با استقبال حضار همراه بود هرچند این سخنرانی جای خودش را به فیلم سخنرانی داده بود.. سخنرانی آقای صفار هرندی و آقای جعفری جلوه که به صورت ویدئویی پخش شد.

و اما اصل سخن...اینکه جشنواره امسال بسیار از نظر کیفی پایین و دارای افت چشمگیری بود نکته ای بود که همه آنرا دریافتند.. حتی در مصاحبه ام با شبکه دو خیلی صریح به کیفیت پایین فیلمهای جشنواره اشاره کردم.اما مراسم اختتامیه مهر تاییدی بود بر اینکه جشنواره امسال بسیار پایین و مبتذل نگاه شده از دید مسوولان...از اجرای مراسم شروع میکنم که سپرده بودند به یک مجری کاملا بی ظرفیت و ضعیف... مجریی که در طول اجرای مراسم اختتامیه تا انتها فقط و فقط روی اعصاب حضار سوهان کشید به گونه ای که جمعیت داد میزدند بی جنبه!!!!!

حسین پاکدل مجری هر ساله اختتامیه خود از زیباییهای مراسم بود... با کلاس با صدای خوش و متین و کاملا در حد و اندازه بزرگترین مراسم سینمای ایران... و امسال شهیدی فر مجری برنامه مردم ایران سلام اجرای بسیار بسیار بسیار ضعیف و بی ادبانه این مراسم را عهده دار بود.. چرا؟ خدا میداند و بس....چند نمونه از شاهکار مجری مراسم اختتامیه را اشاره میکنم:

هنگام دعوت از داوران جشنواره به جای دعوت مودبانه از آنان گفت : خواهش میکنم سریعتر بیاین روی سن!!هنگام برگشت کسانی که جایزه میگرفتند بلا استثنا به آنها پله را نشان میداد.. حتی وقتی آنان به نیمه راه میرسیدند که از پله پایین بروند پله آن سمت سن را نشان میداد و میگفت اینطرف هم پله هست و در بلاتکلیفی آنان را راهنمایی غلط میکرد...از ابتدا با لوس بازی و لودگی و احساس قدرتی که از اجرای مراسم داشت سعی در خرد کردن اعصاب حضار داشت... مثلا : من میتونم جای این کارتها را عوض کنم و ترتیب اعلام جوایز را به هم بزنم ..  اینکار را بکنم؟ بکنم؟  و وقتی با بی اعتنایی داوران و حضار روبرو شد گفت اینکار را نمیکنم...

هنگام اعلام برگزیدگان به جای آنکه اسامی را اعلام کند چندین مرتبه میگفت :سیمرغ بلورین فلان رشته آقای............. مکث طولانی و اعصاب خرد کنی میکرد... میرفت عقب ... میخندید...دوباره میگفت سیمرغ بلورین اهدا میشود به آقای ... دوباره میرفت عقب .... و اینکار را چندین بار تکرار میکرد و جز نشان دادن بی ظرفیتی خود برای اجرای این مراسم حکایت از هیچ چیز دیگر نداشت... رفتاری که چندین بار با برخورد تند برندگان و حتی امین تارخ (یکی از داوران) مواجه شد... کاری که حسین پاکدل هر سال با نمک خاص و آن هم در حد یکی دوبار برای شیرین شدن فضا انجام میداد...این هم از عواقب تقلید بدون فکر...

یا دایم تهدید میکرد اگه دست نزنید ادامه اجرای مراسم را میندازیم فردا شب!!!!!!! انگار که برای دانش آموزان یک مدرسه برنامه اجرا میکنه...این گوشه ای از شاهکار های مجری اختتامیه ....

یکی از جلوه های جشنواره حضور اعضای یک باشگاه بدنسازی به عنوان مسوولین تشریفات برنامه بود که به جای احترام به حضار انگار قصد جون اونها را داشتند. افرادی که حقیقتا دو سر و گردن از همه بلندتر بودند.... برخوردها به جای برخورد فرهنگی به رفتاری تند و خشن و دور از شان یک فضای هنری بود.. از حق نگذریم که بعضی هم بسیار متین و مودب بودند.. دیدن اونها آدم را یاد محافظای سید حسن نصراله مینداخت..

یک گروه موسیقی بنام دنگ شو اجرای موسیقی در بخشهای مختلف برنامه را به عهده داشتند.. گروهی که برای اجرای مراسم در یک مدرسه هم شاید مناسب نباشند انقدر که ضعیف و چیپ برنامه اجرا کردند.... گروهی که وسط اجرای برنامه چندین بار اسم گروه 4 نفری خودشون را بگن : دنگ شو !البته سالار عقیلی آبروداری کرد و یک برنامه اجرا کرد که  بسیار با ارزش بود...

از بی اعتباری مراسم همین بس که بزرگان سینما در این مراسم بسیار اندک بودند و بیشتر نبودند.. هیچکدام از کارگردانان صاحبنام حتی مجید مجیدی برنده سیمرغ .. نبودند.. بازیگران پیش کسوت از جمله انتظامی ، نصیریان ، کشاورز ، پرستویی ، کیانیان ، و.... و همچنین از بانوان بازیگر یا کارگردان حتی نامزدهای دریافت سیمرغ را نمیدیدید... موسیقی به همین سیاق ... حتی حسین علیزاده که برنده سیمرغ بود حضور نداشت.. البته اول برنامه بود و بعد ظاهرا رفت...خلاصه پخش این برنامه فکر کنم فقط در حد گرفتن جوایز قابل پخش باشه و بس...

دو نکته هم از جذابیتهای نادر برنامه بگم و ختم کلام... مهتاب نصیر پور وقتی برای دریافت سیمرغ خود به روی سن رفت از تمام رقبای خود تک تک اسم آورد و به نیکی یاد کرد...همچنین امین حیایی وقتی به نمایندگی از یکی از برندگان سیمرغ رفت روی سن و جایزه را گرفت گفت حتما سیمرغ را بهشون میدم و همینجور که میومد پایین به هرکی سر راهش بود همین رو میگفت که خیلی بانمک بود..

نکات جالب و غیر جالب دیگه ای هم بود که دیگه احساس میکنم خیلی طولانی شد و عنوان نمیکنم...به امید رونق بیش از حال سینمای ایران و حضور موثر بزرگان این هنر در جایگاه واقعی خود... والسلام

/ 5 نظر / 20 بازدید
یادداشت ایام

امیدوارم نبود بزرگان در مراسم درس عبرتی شود که دیگر برنامه را با این بی برنامگی ها برگزار نکنند

سینا

سلام آقا احسان خیلی وقت اینکاره ای ،ما تازه وبلاگتون رو دیدیم ، راستي مارا چه به جشنواره بين ال... ديگه كدوم از بچه ها وبلاگ نويسند ؟شما ميدوني؟

زمان

با این اوصاف، چقدر خوب شد که من نیومدم مراسم اختتامیه! [چشمک]

فواد

سلام احسان جان واقعا جالب بود... متنی رو که نوشته بودی رو میگم... ما هم از اینجا(مالزی) خبردار شدیم که اختتامیه افتضاح بوده! موفق باشی... به ما سر بزن[گل]

علی

نظر شما در رابطه با آقای شهیدی فر بسیار اشتباهه من ایشون رو یکی از بهترین مجری های حال حاضر ایران میدونم اولا سریعتر بیاین یعنی در نظر گرفتن وقت برنامه ثانیا نشان دادن پله برای این است که عکاس ها از او درخواست می کنند به برندگان گوشزد کند ثالثا شوخی ها برای از بین بردن فضای خشن و بی روح کاملا لازمه و ووو مهمترین شاخصه های یک مجری خوب و توانمند اولا ادای واضح کلمات ثانیا استفاده از متن و اشعار مناسب و صدای خوب و مدیریت وقت و احیانا بحران در صورت بی برنامگی و .. است نه آنهایی که شما گفتی و الا یک آدم آهنی بیاد بهتره