خاطرات

سلام... اولین سلام در سال جدید
خوب.. تعطیلات سال ۸۷ هم تموم شد... ایشالا که برا همه خوب بوده باشه...
برای من هم خوب بود.. جاتون خالی رفته بودم اصفهان... شهر پدریم.. هم تفریح بود و هم دیدار فامیل...
امسال اما اولین سالی بود که جای پدر بزرگم خیلی توی جمعمون خالی بود... و جای خالیش محسوس... اصلا واقعا این بزرگترها نعمتهای ما هستن و تا وقتی که هستن از این نعمت غافلیم .. هممون....مثل هوایی که وقتی هست نمیفهمیم....و وقتی نیست میفهمیم....
واقعا وقتی با اونها هستی... وقتی میری توی خونه ای که هزاران هزار خاطره از دوران بچگی و بزرگیت داری مبینی تمام هویت این خونه ها از صدقه سر همین بزرگترهاس....وقتی مادر بزرگم نبود و هنوز از کربلا برنگشته بود توی خونه تنها بودم.. رفتم توی حیاط
به دیوارها نیگاه میکردم و مرور میکردم گذشته این خونه و گذشته خودم رو...وقتی رفتم توی شهر میگشتم و سری به محله قبلی اون یکی پدربزرگم رفتم و دیدم خونه ای که سالهای سالهای سال توش چه خاطراتی داشتم و الان خراب شده و تبدیل شده به یه آپارتمان ۵ طبقه انگار همه گذشته ام را خراب کرده بودن....یاد شعر رسول نجفیان افتادم... همون شعر عجب رسمیه....
خدا واقعا سایه همه بزرگترهای باقیمونده را سرمون نیگه داره... خدا کنه قدر همشون را تا هستن بدونیم....

 

/ 5 نظر / 5 بازدید
الهه

سلام اینم اولین کامنت سال جدید برای اولین سلام سال جدید الهی همه روزهای سال مثل این تعطیلاتش برات خوش باشه و سایه بزرگترا بالای سر همه من جمله شما

غزال

آره خداییش قدردان نیستیم

شاهد

سلام اینم 3ولین کامنت سال جدید برای 3ولین سلام سال جدید الهی همه روزهای سال مثل این تعطیلاتش برات خوش باشه و سایه بزرگترا بالای سر همه من جمله شما

حامد

اجسان جان سلام.مطالبت همه قشنگ و خوندنیه. برای تمام رفتگان بخصوص پدربزرگ شما اروزی مغفرت الهی می کنم.

یادداشتهای من

امیدوارم این سال جدید سال پر بار و پربرکتی برات باشه و زیر سایه بزرگترها خوش خرم باشی[گل]