دست خالی

پدر: دوست دارم با دختری به انتخاب من ازدواج کنی
پسر: نه من دوست دارم همسرم را خودم انتخاب کنم
پدر: اما دختر مورد نظر من ، دختر بیل گیتس است
پسر: آهان اگر اینطور است ، قبول است
 
پدر به نزد بیل گیتس می رود و می گوید:
پدر: برای دخترت شوهری سراغ دارم
بیل گیتس: اما برای دختر من هنوز خیلی زود است که ازدواج کند
پدر: اما این مرد جوان قائم مقام مدیرعامل  بانک جهانی است
بیل گیتس: اوه، که اینطور! در این صورت قبول است
 
بالاخره پدر به دیدار مدیرعامل بانک جهانی می رود
پدر: مرد جوانی برای سمت قائم مقام مدیرعامل سراغ دارم
مدیرعامل: اما من به اندازه کافی معاون دارم!
پدر: اما این مرد جوان داماد بیل گیتس است!
مدیرعامل: اوه، اگر اینطور است، باشد
و معامله به این ترتیب انجام می شود
 
نتیجه اخلاقی: حتی­ اگر چیزی نداشته باشید باز هم می توانید چیزهایی بدست آورید. اما باید روش مثبتی برگزینید.
/ 2 نظر / 7 بازدید
علی

سلام وبلاگ قشنگی داری اگر تونستی یک سر به سایت ما هم بزن

آشنای قديمی

اگر خواستيم چيزی يا کسی را بدست آوريم ولی موانعی پيش رو بود که اصلاْ امکان نداشت موانع را برداریم چه کنيم؟ لطفاْ راهنمايی بفرمائيد.!!!