خداحافظ

نمیدونم کی محبت امام رضا شامل حالم شد... اون وقتی که حرم را از صفحه تلویزیون دیدم و گفتم دلم برای مشهد تنگ شده.... یا وقتی با خودم فکر کردم و دلم سوخت از اینکه مشهد رفتنم منتفی شد و  دلم پر کشید برا حرم...

نمیدونم چی شد و چه اتفاقی افتاد که شاید کمتر از نیم ساعت طول نکشید که برنامه ای جور شد و زایر حرمش شدم و وقتی رسیدم به حرم باز هم محبت خود آقا را حس کردم وقتی که دیدم خودم در این سفر کاره ای نبودم و تصمیم گیرنده خودش بود....

اینها را نوشتم نه اینکه فکر کنی میخوام بگم که من دعوت شدم... نه... همه اینها را نوشتم که بگم امام رضا خیلی باحاله...واسه همه هم اینجوره...از بدی مثل من... تا خوبی مثل تو...همه را نگاه میکنه و رو سر همه دست میکشه....زیر گنبد قشنگش و کنار ضریحش یاد همه بودم... همه دوستام...

امروز عصر هم زنگ زدند و گفتند فردا صبح فرودگاه باشم... اگه خدا بخواد و اتفاقی نیفته و خیر باشه فردا عازم حرم جدش پیامبر رحمت للعالمینم... میرم مدینه.. اگه خدا بخواد و توفیق حاصل بشه... شاید یک ماهی اونجا باشم و دو سه روزی هم مکه... دلم برا اونجا هم تنگ شده بود... خیلی ... خدا کنه تا آخر قسمت شه و نایب الزیاره همتون باشم... همتون را یاد میکنم.... اگه شد شرح حالی از خودم را هر موقع که وقت کنم براتون مینویسم و توی حال و هوای اونجا قرارتون میدم... نمیدونم شرایط چه جوریه اما به هرحال نفس کشیدن توی مدینه یه چیز دیگس.. خدا قسمت همه بکنه....

حلال کنید... ماه شعبان و رمضان هم دعام کنید و یاد ما باشید... قربون همتون.. دوشنبه شب.. ساعت ١٢:٢٨

/ 5 نظر / 14 بازدید
یادداشتهای من

زیارت حرم امام رضا قبول[گل][لبخند] خیلی التماس دعا بنده خوب خدا[گل][گل][گل][گریه][لبخند]

یه دوست جدید!

سفر به سلامت. خیلی خیلی التماس دعا خودت میدونی البته، اما حج دکتر شریعتی رو یادت نره با خودت ببری...[لبخند]

مهمان!

التماس دعا خوش آمدید حاج آقا احسان ! انشاالله فرصت کنید برامون بنویسید

فروشگاه محمد[چشمک]

خداحافظ همین حالا[قلب][ناراحت] همین حالا که من تنهام [ناراحت][قلب] خداحافظ به شرطی که بفهمی تر شده چشمام[گل]