شعری از قيصرامين پور

من از عهد آدم تو را دوست دارم از آغاز عالم تو را دوست دارم
چه شبها من و آسمان تا دم صبح سروديم نم نم : تو را دوست دارم
نه خطی نه خالی نه خواب و خيالی من ای حس مبهم تو را دوست دارم
سلامی صميمی تر از غم نديدم به اندازه غم تو را دوست دارم
بيا تا صدا از دل سنگ خيزد بگوييم با هم تو را دوست دارم
جهان يک دهان شد هماواز با ما تو را دوست دارم تو را دوست دارم

/ 1 نظر / 8 بازدید
علی

آقا ما هم شما رو دوست داريم - به شرط اينکه ما رو بعضی وقتا از ماشينت پياده نکنی (;