۲-۳ روزی نفس کشيديم

سلام

چند وقتی بود که مطلبی ننوشته بودم... خب نبودم.. اصلا رو خط نميومدم. روزا هم که سر کارم اينقدر سرم شولوغ پولوغ شده که اصلا به هيچ کاری نميرسم... وقتام خيلی بی برکت شده.. شايد هم بابرکته که وقت سر خاروندن ندارم... هی ميگم اين هفته تموم ميشه هفته بعد درست ميشه.. اما هفته بعد هم عين هفته قبل..

خلاصه دل را زديم به دريا... واقعا هم نهايتش همين شد... يه دو روزی مرخصی گرفتيم و جاتون خالی رفتيم به سواحل زيبای زيباکنار..

هر چند مختصر بود اما خيلی خوش گذشت.. واقعا يه دو سه روزی از اين دود و دم تهران راحت بوديم و يه نفسی کشيديم.. دريا هم خيلی خوب و عالی بود...

اتفاقا دو تا از دوستان صميمی همکارم هم بودند.. احمد که اينجا گاه گداری به اسم آقای رييس مطلب مينويسه که گفته بود ميرم.. اما اين پسره محمد ياسين که هميشه زيرآبی ميره يهو ديدم اونجا هم هست... شده عين زبل خان... هر جا ميرم ميبينمش....

اين هم يه گزارش مصور از اين دو تا .. فقط نخندين بهشون که پس فردا گير ميدن ميگن چرا عکس ما دوتا را گذاشتی اينجا...

اين مال روزيه که بعد از دريا قرار گذاشتيم با هم گپ بزنيم... 

ما البته زودتر از اين دوستان راه افتاديم که يکشنبه سرکار باشيم.. اينا قرار بود تا سه شنبه را بمونن.. اما ما که برگشتيم ديديم اينا هم برگشتن... به هر حال جای همتون خالی.. اينها را گفتم که بدونين چرا تو اين مدت نبودم... خوش و خرم باشين...

/ 5 نظر / 8 بازدید
ليلي

خوب سفر که خوش گذشت اميدوارم بيشتر از اين خوش باشيد و موفق .......... اين زيبا شهر واقعا جای زيباييه ... مرسی از عکسی که از اونجا گذاشتيد.

آقاي رييس

اين آقا احسان فکر ميکنه که خيلی زرنگه در حاليکه اينطور نيست.واقعيت اينه که اين آقا احسان بود که در حال بحث با ياسين بود نه من ( چون من دندونم به شدت درد ميکرد و نميتونستم حرف بزنم)!

azad

سلام دوست با معرفتی داشتم که ميگفت سرم خيلی شلوغه نگو سفر به سواحل زيبا کنار هم جزئی از گرفتاريهاست

فجر بودین یا نصر