هستیم

سلام
راستش خیلی دلم نمیخواد که وبلاگم تبدیل بشه به خبر گزاری سریالم.
دلم میخواد مثل گذشته متنوع باشه و جذاب.
اما چه کنم اینجا چون دسترسی به اینترنتم کمه فقط میرسم که بیام در همین مورد بنویسم چون خیلی از دوستام هی میگن چرا هیچ خبری ازت نیست روی وبلاگ.. والا به خدا همین قدر هم که میام برای اینه که ارتباطم قطع نشه....
دیروز بود... نه ببخشید پریروز سر راهم که برمیگشتم خوابگاه از جلوی موزه جنگ خرمشهر رد میشدم...
هر چند باید این اسم را روی خود خرمشهر گذاشت اما موزه ای به این اسم وسط شهر هست که یکی از همون بناهای تخریب شده است.. و زمانی محل فرماندهی نیروهای عراقی بوده و بعد از آزادی شهر محل فرماندهی نیروهای خودی..
وقتی واردش شدم دقیقا حال و هوای زمان جنگ برام تداعی شد.. با اینکه توی کوچه پس کوچه های شهر که راه میری همه و همه یادگارهای جنگ را میبینی... با اینکه همه جای شهر زخمی از گلوله ها و خمپاره ها و بمباران هاست ... با اینکه از خرمشهر دیگه خرمی و نشاطی به اون شکل نمیبینی اما بعضی چیزها در این موزه این حس و حال را مضاعف میکنه.. خیلی نمیشه توضیح داد که چی تو این موزه هست... فرصتش خیلی نیست.. اما این دو سه روز فرصت بیشتری برای فکر کردن داشتم.. وقتی اومدم تهران بخاطر بدی هوای آبادان مجبور بودم با پرواز اهواز برگردم .. مسیری برگشتم از اهواز به خرمشهر همه و همه خط مقدم جبهه بود..هنوز خاکریزها و سنگرهای زمان جنگ باقی بود.. هنوز واگنهای سوخته ی قطارها باقی بود هنوز دکل های واژگون شده راست نشده بود و هنوز روح آن زمان در ذره ذره خاک این مسیر حضور داشت.. در مسیر حرکت لحظه به لحظه تابلویی میدیدی که حکایت از محل شهادت شهیدی بود و یا یکی از مناطق عملیاتی... تابلویی دیدم که نوشته بود خون شهیدان را فرش راه خود قرار ندهیم ایکاش جوابم را میشنیدند که گفتم فرش راه بسیاری قرار گرفته و .....

راننده ای  که در اختیار گروه است چندروز پیش مرا به جایی میرساند در مسیر دیواری را نشانم داد که لکه هایی روی آن بود و گفت اینها تکه های بدن برادر شهیدم است...

اینجا هنوز جنگ را میبینی... هنوز اشغال و آزادی را میبینی ... هر چه هم که بخواهی فرار کنی و نبینی باز میبینی...چه هنرمندند کسانی که میبینند و باز خون شهیدان را فرش راه میکنند ...

عکسهایی گرفته ام که به زودی اینجا قرار میدم..لینک اخبار سریال را هم که در روزنامه ها و سایتها قرار گرفته به زودی اینجا قرار خواهم داد..

b13.jpg
b15.jpg
b14.jpg

دو روز است که شهر و منطقه را غبار که چه عرض کنم خاک سرخی فرا گرفته و شهر را به شب تبدیل کرده... راننده ها با چراغ روشن حرکت میکنند و هوا بسیار آلوده است... شرایط کار کمی سخت شده است و تنفس سخت شده است.. به هرحال اینها همه از سختیهای کار است.

b17.jpg

دوباره برمیگردم و خواهم نوشت...فعلا  

/ 5 نظر / 10 بازدید
مهمان !

سلام آقاى نيلى من به نوبه خودم از شما خيلى تشكر مى كنم كه وقت ارزشمندتونو در اختيار ما علاقه مندان قرار مى دين با توجه به تمام مشكلاتى كه قطعا تو كارتون دارين و مهم ترين اونا هم عدم دسترسى به اينترنته0 راستش من كه از تبديل شدن سايتتون به اخبار سريال اصلا ناراحت نيستم به اين دليل كه تنها راه دسترسى ما به اين اخباره 0 خودتونم مىدونين كه هيج رسانه اى به تفصيل اين اخبارو در اختيار علاقمندان قرار نمىده به علاوه حضور در جايى مثل خرمشهر تمام احساسات آدمو تحت تأثير قرار مى ده0 اميدوارم كه زودتر عكسايى كه كرفتينو تو سايت بذارين0 راستى ما هم اينجا با اين غبار دست و بنجه نرم مىكنيم و هواى غبار آلود انكار نمى خواد دست از سر ريه هاى ما برداره و تازه فكر كنم اين مهمان ناخونده هم هديه اى از طرف ما به شما باشه0 براتون هميشه دعاى خير مىكنم و اخبارى هم از سلامتى دوستتون آقاى وحيد نوشادى رو در سايت بذارين كه ازمون خواستين براشون دعا كنيم انشاالله كه بهبود بيدا كردن0 ارادتمند[گل]

مهمان !

سلام آقاى نيلى من به نوبه خودم از شما خيلى تشكر مى كنم كه وقت ارزشمندتونو در اختيار ما علاقه مندان قرار مى دين با توجه به تمام مشكلاتى كه قطعا تو كارتون دارين و مهم ترين اونا هم عدم دسترسى به اينترنته0 راستش من كه از تبديل شدن سايتتون به اخبار سريال اصلا ناراحت نيستم به اين دليل كه تنها راه دسترسى ما به اين اخباره 0 خودتونم مىدونين كه هيج رسانه اى به تفصيل اين اخبارو در اختيار علاقمندان قرار نمىده به علاوه حضور در جايى مثل خرمشهر تمام احساسات آدمو تحت تأثير قرار مى ده0 اميدوارم كه زودتر عكسايى كه كرفتينو تو سايت بذارين0 راستى ما هم اينجا با اين غبار دست و بنجه نرم مىكنيم و هواى غبار آلود انكار نمى خواد دست از سر ريه هاى ما برداره و تازه فكر كنم اين مهمان ناخونده هم هديه اى از طرف ما به شما باشه0 براتون هميشه دعاى خير مىكنم و اخبارى هم از سلامتى دوستتون آقاى وحيد نوشادى رو در سايت بذارين كه ازمون خواستين براشون دعا كنيم انشاالله كه بهبود بيدا كردن0 ارادتمند[گل]

سپهر

سلام احسان خیلی وقته ازت خبری ندارم. امیدوارم تو کارت موفق باشی. به امید دیدار

رضا مقدم پور

احسان جان سلام موفق و پیروز باشی در ادامه تهیه این سریال مشتاقانه منتظر دیدن عکسهات هستم یا علی[گل][خداحافظ]