به مناسبت حضورم در این شهر

یاد 26 سال پیش افتادم .. وقتی که خبر آزادی خرمشهر با اون صدای خاص کریمی از رادیو و تلویزیون پخش شد..

شنوندگان عزیز توجه فرمایید؛ شنوندگان عزیز توجه فرمایید ؛ خونین شهر ، شهر خون آزاد شد.

سنم خیلی کم بود.. اما تمام لحظاتش عین یه فیلم کوتاه از جلو چشمم رد میشه و یادم میفته.. مشابهش را بعد از سالها وقتی ایران استرالیا را حذف کرد و به جام جهانی رفت دیدم..

با مادرم رفتیم خیابون.. دیدیم همه مثل ما ریختن توی خیابون .. انگار حس همه مردم مشترکه .. مثل وقتی که ایران استرالیا را زد.. بدون اینکه کسی با کسی هماهنگ کنه همه اومده بودند توی خیابونها..  اون روز هم روز پر شوری بود هرچند برای من اصل ماجرا خیلی قابل درک نبود.. امروز که توی خرمشهر راه میرفتم با خودم یاد اون روز افتادم.. تداعی کردم لحظه ای را که به خاطر بدست آوردن و فتح دوباره همین خاکی که من الان روش راه میرم مردم چه کردند... و خودم را بردم به اون زمان.. مقایسه کردم زمانی که در تهران مردم به خاطر فتح خرمشهر چه کردند با همون لحظه در همین شهر..همین خرمشهر... خرمشهری خالی از سکنه.. شهری که در این لحظاتی که درش راه میرم در اون سال فقط خانه های ویران را مردم را در خود داشت.. و خرمشهر هنوز هم مظلوم است...   چرا که نام خرمشهر فقط در سوم خرداد به گوش میرسد و گاهی به بهانه غبارهای محلیش

/ 3 نظر / 16 بازدید
اسرار

اسرار بازگو کننده رازهای ناگفته ناگفتنی های نگفته

مهمان !

سالروز آزادی خرمشهر مبارک باد دوست داشتم در چنین روزی منهم در خرمشهر می بودم [گل]

یادداشتهای من

خرمشهر را خدا آزاد کرد[گل][گل][تایید]