رمضان و مدینه

یواش یواش عمر سفر ما هم رو به اتمامه و اون چیزی که نگران رسیدن بهش بودم یواش یواش داره نزدیک میشه .. دیگه هر چی اون مسیر همیشگی را طی میکنم حسرتم بیشتر میشه و ترسم از لحظه جدایی بیشتر.. این دفعه بخصوص شاید که نه قطعا سخت تر از سفرهای قبلیم...

بچه ها نمیدونین خاک مدینه چیه...خودمم نمیدونم... اما خیلی میگیره... یه حسی توش هست..یه قرابتی باهاش احساس میکنی.. یه گرمی خاصی داره... خوب بی دلیل هم نیست...اینجا به بال و پر جبرئیل متبرکه ... نفس پیامبر توش جاریه و خاکش مزار دختر و چهار فرزندشه....یه بقیع داره  و یه دنیا حرف و مطلب و احساس و عاطفه و .....چه جوری بگم...وقتی جلوی در بقیع وایمیسی و میبینی اینطرفت حرم منور پیامبر و سمت چپت چهار قبر بی چراغ اما نورانی ائمه (علیهم السلام ) آرزو میکنی کاشکی یه ظرفیتی داشتی تا میتونستی درک کنی که کجا وایسادی... جایی که فقط وقتی می ایستی و دوستانت دیگت را میبنی که دارن از مدینه میرن بهت میگن شما که اینجا هستین یاد ما هم باشین بیشتر احساسش میکنی و سعی میکنی قدرش را بدونی هرچند که هیچوقت نمیشه قدرش را دونست...وقتی بقیع میرم مقایسه میکنم با وقتهایی که میرم حرم امام رضا..اونجا که میرم یه دنیا حرف دارم که بزنم و دعا ... اما اینجا نمیدونم چی بگم... نمیدونم به کی بگم.. چهار امام در مقابل خودت میبینی که هر کدونم دریای بزرگی و رحمت هستن...

اینجا که هستیم امروز روز آخر ماه شعبانه و تابلوهای رمضان کریم و کل عام و انتم بخیر روی در و دیوار و مغازه های شهر حکایت از شروعی دیگر در این سفر داره... شروع ماه رحمت الهی...

اگه این تابلوها هم نبود بوی رمضان را بخاطر خود طراوتش میشه فهمید... نه اینجا... هر جا که باشی...

میخواستم یادآوری کنم که من اینجا یاد همتون بودم... شما هم سحرها و افطارها بخصوص اون اولینش یاد کنید از ما...

خدا حوائج همه را برآورده به خیر کنه...

نایب الزیاره همتون.. مدینه... یکشنبه ١٠ شهریور... احسان

 

/ 5 نظر / 17 بازدید
یادداشتهای من

زیارتت قبول[گل][گل][گل] خیلی التماس دعا[گل][گل][گل] بابا من که هر روز اینجا سر می‌زنم[لبخند]

رضا

سلام احسان جان آقا واقعا خوشا به سعادتت آقا منم با حرفات موافقم،مدینه برای منم که یکبار این توفیق داشتم که تو هواش نفس بکشم یه حس وحال عجیب و توصیف نا شدنی داشت. اما راستش یجوریی هم فضاش برام سنگین بود نمیدونم چرا؟ یه رندی میگفت شما به امام رضا میگین امام غریب قربونشون بشم امام رضا کجاش غریبه با اون همه زائر وعاشق ودلداده غرین رسول الله است ه تو شهر خودش غریبه غریب ائمه بقیع هستند که چراغی روشن کننده مزارشان نیست. اما با این همه برای ما شیعه ها مدینه یک رویای شیرینه ،ایشالا بتونیم به این ذوات مقدس معرفت پیدا کنیم و واقعا بفهمیم کجا میریم اینم تقدیم احسان عزیز من مدینه شهر نورم... باغ گلهای جنانم...هر دل شب میزبان مهدی صاحب زمانم یا زهرای مرضیه ادرکنا التماس دعا[گل][گل]

مهدی

سلام من با وبلاگ شما در سايت آقاي دكتر مهاجراني آشنا شدم يادش به خير پارسال ماه شعبان من در مدينه و مكه بودم. باور كنيد آدمي وقتي مياد مي فهمه كه آنجا چه جايي بود. هيچ كجا با مكه قابل مقايسه نيست. من از شما خواهش مي كنم كه ياد همه جوانها باشيد موفق باشيد. مهدي

حسین طرفه

به نام خدا و با سلام. قبول باشه. استدعا دارم برای برآورده شدن حاجتم دعا بفرمایید. با تشکر