همایش غدیر

روز عید غدیر برای بر و بچ مفید روز خاصیه... معمولا همه دوره ها در این روز و در سال آخر تحصیل عقد اخوت میخونن و پیمان برادری میبندند.. سنت خوبی که در این مجموعه از ابتدا تا الان انجام شده.. و از پی این داستان ٣ ساله که همایش فارغ التحصیلان مفید برگزار میشه که امسال این جلسه در خود مدرسه برگزار شد... زنده شدن خاطرات از هنگام ورود به مدرسه آدم را به همون حال و هوا میبره و آدم فراموش میکنه که ١٣ ساله از آخرین حضور برای تحصیل در این مکان میگذره.. وقتی به راهروهای مدرسه رفتم و کمدهایی که وسایلمون را درش میگذاشتیم دیدم یا راهروهایی که مسیر ورود به کلاس بود..دفتر مدرسه و فضای پارکینگ و ... همه و همه این فاصله ١٣ سال را تبدیل کرد به لحظه ای ناچیز.. اینقدر ناچیز که وقتی با همکلاسیهای سابق توی مراسم نشستم باز هوس شیطنت های گذشته و تابلو بازیهای اون ایام توی مراسم ها و بازیگوشی اومد توی سرم ... آرش شکریان میگفت یادته سر کلاس امامی افشار سرت را الکی باند پیچی کردی و سرکارش گذاشته بودی؟ خاطره ای که بچه ها جزییاتش بیشتر از خودم یادشونه.. مرور این خاطرات وقتی به نمایشگاه عکس مفید که تمام عکس های مدرسه از اول تا الان را از همه دوره ها اونجا قرار داده بودند بیشتر تقویت میشد.. هر چند تعداد بچه های حاضر نسبت به کل بچه ها کمه اما همین هم قابل توجهه.. اونهایی که نمیان ضرر میکنن..چون قرار گرفتن توی فضای ساده و صمیمی قدیم بعد از این همه سال و دیدن معلمها و همکلاسیها اتفاق منحصر به فردیه... دیروز  حسینیان گفت  آقای سعیدی را خیلی وقته ندیدیم و من که بهش میگم من یه بار توی حرم امام رضا (ع) دیدمش پرسید مشهد؟ من هم بهش گفتم نه شیراز!!!

 

 

/ 4 نظر / 12 بازدید
کورش-وفادار دلشکسته

سلام ...يه سرپيش من بيا..پشيمون نميشي! اين صرفاً يک دعوته از شما برای ديدن وبلاگم اميدوارم ناراحت نشده باشيد..

يادداشتهاي من

[گل][گل][گل]

حسین فروزان

خوش به حالتون که اونجا بودید.