نگذريم

چند وقت پیش از جلوی چاپخونه های میدون بهارستان که رد میشدم همه جا زده بود :‌سررسید  و تقویم ۱۳۸۷ رسید... با خودم که فکر کردم مگه امروز چندمه؟ مگه چه ماهیه و به تقویم که نیگاه کردم دیدم  پنجم بهمن ماهه... یعنی یه ماه دیگه که سرعت گذرش شاید تندتر از این ۱۰ ماه قبل باشه میشه پنجم اسفند و ....بگذریم

دیروز که توی آینه نیگاه کردم دیدم تعداد موهای سفیدم یهو از یکی دوتا سرعتش بیشتر شده و راحت تر قابل رویت شده و ... بگذریم

پشت سر را که نیگاه میکنم میبینم سرعت این ۱۰ سال اخیر خیلی بیشتر از ۲۰ سال اول بود... چقدر کارها که گفتم انجام میدم و مشغله های زندگی که خیلیهای اون هم الکیه مانع از انجامش  شد.. هی گفتم بگذریم بگذریم و الان میبینم ۳۰ سال از عمرم گذشت...

تلخ و شیرینش میگذره... واقعا میگذره... دنیا معطل این نیست که ببینه ما چیکار میکنیم... اگه به این بیت :

 ابر و باد و مه و خورشید و فلک در کارند        تا تو نانی به کف آری و به غفلت نخوری

دقت کنیم میبینیم برداشت دیگه ای هم از اون میشه کرد و اون هم همین نکته است... اونها کار خودشون را میکنن... تو  چند مرده حلاجی؟  

/ 9 نظر / 11 بازدید
احمد

سلام ممنون از بازديده سر زده تان!! باز هم اون طرفا تشريف بياريد. خوشحال می شيم. حق

علی

۳۰ سال! ......

علي شيرودي

بيا موهاي سفيد منو ببين !!!! ولي از لحاظ فكري و انرژي تو اوج آمادگي هستم ...

حسين اکبری نودهی

بسم رب الحسین سلام اللهم عجل لولیک الفرج آشنائی با وبلاگ شما برای بنده فرصت مغتنمی است . امیدوارم همواره در راه ترویج فرهنگ غنی ایرانی گام برداشته و در این مسیر موفق و پاینده باشید . ---------------------------------------------------- ( عاشورا محصول فراموش شدن غدیر خم است . ) ------------------------------------------------------ درغدیرخم : دست علی بالاست .... که امیرالمومنین است -------------------------------------------------------- درفاطمیه : دست علی بسته است ... و خانه نشین است !! -------------------------------------------------------- در عاشورا : دست عباس بن علی بریده شد ... چون فرزند علی است !!! --------------------------------------------------------- در کلبه فرهنگی ام بصورت ( 24 ساعته ) منتظر یک مهمان تازه و عزیز هستم . بیائید و با نظرات ارزشمندتان راهگشایم باشید . یاعلی ... و همواره با علی بدرود تا درودی دیگر

لب خاموش

من دراين خلوت دلگير جان مي سپارم امشب تقسيم مي کنم سکوت را با سکوت... وتو درآنسوي اين شب با غم ها بيگانه مي گريزي از ياد من شايد اما در خيالت ياد من مي شکفد تو را من چشم در راهم يا حق

يادداشت ايام

حاصل عمر تلف کردم و ایام به لهو گذرانیده، به جز حیف و پشیمانی نیست بيائيد قدر لحضه به لحظه عمرمان را بدانيم که وقتی پا به سن گذاشتيم پشيمان نباشيم و با کوله باری پر پا به آن جهان هستی گذاريم.

ستاره

سلام دوست عزيز . مرسی از محبتت

ستاره

ما از يک زمانی تقويم سال نو اينجا بدستمون رسيد و خريديم. ۵ اسفند چه خبره؟ اتفاقا سعيد هم تازه چند تا موی سفيد پيدا کرده تو موهاش می گه همش تقصير توا بسکه منو عذاب می دی. بهش می گم ۳۱ سالته موی سفيد هم می خوای نداشته باشی؟‌ به نظر من هم که خيلی زود داره روزها می گذره و هيچوقت فکر نمی کردم به اين زودی به اين مرحله برسم. عقد کنم . ازدواج کتم. ليسانس بگيرم. نی نی دار بشم . يعنی من پير شدم؟‌