بي ريا

یادداشتهای روزانه احسان نیلی

امون از اين زمونه

امون از زمونه ایکه همه آدمها همدیگه را فقط به چشم نردبون یا پول ببینن

تا وقتی سرنوشت یه کارشون به هم گیره به هم زنگ میزنن و احوالپرسی و مشتاق دیدار میگن... میگن آقا خیلی وقته ندیدیمتون... میگن  آقا مشتاق دیدار.. کجایی کم پیدایی...

آقا یه  نظری هم به ما کن و.... زنگ زدم احولتو بپرسم.... آها راستی تا قطع نکردم یادم افتاد...میشه یه زحمتی بکشی... 

یه همچین موقعیتهایی شما میشی صمیمی ترین دوست و نزدیک ترین رفیق...

ایکاش علاقه ها و محبت ها همه عین قدیما که میگن از ته دل بود ...  کاش یک دهم تماسها و تلفن ها واسه خاطر خودت بود...

کاش اگه زنگی هم در کار نبود خیالت راحت بود که بعضی ها تو را واسه خودت میخوان نه واسه خودشون

والسلام

   + احسان نیلی ; ٦:۱۳ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٦/٤/۱۸
comment نظرات ()