بي ريا

یادداشتهای روزانه احسان نیلی

رفاه

نمیدونم قسمت چیه که هر چی وسیله رفاهیه توی این شهر وسیله عذاب شده..

مسکن که معنیش محل آرامشه تبدیل شده به یه رویا.. و فکر مسکن  تبدیل شده به یه عذاب...

مسکن شده عذاب و نا آرومی.

خوراک که نیاز حیات  آدمه تبدیل شده به .... چی بگم... گوشت کیلویی اونقدر و مرغ کیلویی اینقدر.. و میوه کیلویی فلانقدر که البته اگه بری محله ی بعضی مسوولین خرید کنی ارزونتر  بهت میدن....

و بالاخره ماشین که وسیله رفاه و راحتیه شده معضل.. یه روز در میون باید ازش استفاده   کنی.. سوختش را باید چنین و چنان کنی..و خلاصه هزار تا فکر  کنی و برنامه ریزی دقیق که چطور از این وسیله در جهت رفاه خودت استفاده کنی.. برنامه ریزی دقیقی که فقط در اثر عدم برنامه ریزی دیگران به دوش تو افتاده. برنامه ریزیی که توسط برنامه ریزانی انجام شده که خود را در مقام خدایی میبینند که به رعیت های خودشون میگن : مردم با وسیله نقلیه های عمومی به مسافرت برن نه با ماشین شخصی...

و سر سال که میشه مالیات و بیمه و هزار هزینه دیگه کامل کامل و نه کمتر که با افزایش های فلان درصدی باید پرداخت شه...

طوری نیست.. درست میشه... خدای ما هم بزرگه

   + احسان نیلی ; ٢:٠۱ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٦/٤/٦
comment نظرات ()