بي ريا

یادداشتهای روزانه احسان نیلی

بدرقه

ميدوني وقتي خدا داشت بدرقه ات مي کرد بهت چي گفت ؟؟

گفت :جايي که ميري مردمي داره که مي شکننت؛ نکنه غصه بخوري من همه جا باهاتم . تو تنها نيستي .

توکوله بارت عشق ميزارم که بگذري، قلب ميزارم که جا بدي، اشک ميدم که همراهيت کنه، ومرگ که بدوني برميگردي پيشم .

   + احسان نیلی ; ۳:٠۱ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٦/۳/۱٦
comment نظرات ()