بي ريا

یادداشتهای روزانه احسان نیلی

ادامه ی نيايش قبل

خدايا مگذار که آنچه را حق ميدانم بخاطر اينکه بد ميدانند!!! کتمان کنم... خدايا ميدانم که اسلام پيامبر تو با نه آغاز شد (لااله الاالله) و تشيع دوست تو نیز با نه آغاز شد ( نه ای که علی (ع) در برابر عبدالرحمان عوف گفت، از آنجا شيعه شروع ميشود) مرا ای فرستاننده ی محمد! و ای دوستدار علی ! به اسلام آری و به تشيع آری بی ايمان گردان. خدايا مسووليتهای شيعه بودن را (چقدر سنگينه...چقدر سنگينه و چقدر سبکش کردند)خدايا مسووليتهای شيعه بودن را که علی وار بودن و علی وار زيستن و علی وار مردن است و علی وار پرستيدن و علی وار انديشيدن و علی وار جهاد کردن و علی وار کار کردن و علی وار فکر کردن و علی وار سکوت کردن است ، تا آنجا که در توان اين بنده ی ناتوان علی است همواره فرا يادم آر.
خيلی ادامه داره اما فکر نکنم که وقت تایپش را داشته باشم.
اينه که اگه فرصتی شد بعضی از گزيده های اين نيايش را ميذارم. اگه نه حرفهای خودمونی خودم و گاها کلامی از بزرگان يا نکات جالب ديگه را مثل قبل در اين صفحه خواهيد ديد.
بااحترام
احسان

   + احسان نیلی ; ۱٢:٢٦ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٢/٢/٢٥
comment نظرات ()