بي ريا

یادداشتهای روزانه احسان نیلی

پيامبر اسلام (ص) از نگاه دکتر شريعتی

اما برادر! ناگهان خبر يافتم که مردي از کوه فرود آمده است ودر کنار معبدی فرياد زده است که:
من از جانب خدا آمده ام.
و من باز بر خود لرزیدم که باز فریبی تازه برای ستمی تازه! اما چون زبان به گفتن گشود باورم نشد:
من از جانب خدا آمده ام که خدا اراده کرده است که برهمه بردگان و بيچارگان زمين منت گذارد و آنان را پيشوايان جهان و وارثان زمين قرار دهد....
شگفتا!! چگونه است که خدا با بردگان و بيچارگان سخن ميگويد و به آنها مژده نجات و نويد رهبری و وراثت بر زمين می دهد؟
باورم نشد...گفتم : اونيز همچون پيامبران ديگر در ايران و چين و هند شاهزاده است که به نبوت مبعوث شده تا با قدرتمندی هم پيمان شود و قدرتی تازه بيافريند.
گفتند نه... يتيمی بوده است و همه او را ديده اند که در پشت همين کوه گوسفندان را ميچرانيده است..
گفتم : عجبا!!! چگونه است که خداوند فرستاده اش را از ميان چوپانان برگزيده است؟
......
به او ايمان آوردم.. چرا که همه برادرانم را گرد او ديدم. بلال. برده ی برده زاده از پدر و مادر بيگانه ای از حبشه..
سلمان آواره ای به بردگی گرفته شده از ايران.
ابوذر، فقير درمانده گمنامی از صحرا.
سالم ، غلام زن حذيفه اين بيگانه ارزان قيمت، برده سياه پوست، اکنون پيشوای همه ياران او شده است.
باور کردم و ايمان آوردم چرا که کاخش چند اتاق گلی بود که خود در گل و خاک کشيدن آن شرکت کرده بود و بارگاه و تختش تکه چوبی بود انباشته از برگهای خرما!
آمدم از ايران .....و به شهر او آمدم و در کنار بردگان و آوارگان و بی پناهان جهان با او زيستم تا پلکهايش در سنگينی مرگ خورشيدمان را پرده کشيد.

سالروز رحلت نبی اکرم (ص) و فرزندش امام حسن مجتبی (ع) تسليت باد.

   + احسان نیلی ; ۱۱:٠٥ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٢/٢/۱۱