بي ريا

یادداشتهای روزانه احسان نیلی

ضيافت

رنگ و بوی شهر داره دوباره عوض میشه

اخبار، خیلی از مغازه ها، اداره ها، وخیلی چیزهای دور و اطرافمون تحت تاثیر یه چیز دارن قرار میگیرن... همه دارن آماده ی یه چیز مشترک میشن... همون چیزی که از دو ماه پیش زمزمه ی اومدنش تو حرفها میومد...

ضیافت.. میهمانی...رمضان

همون ماهی که تا سال قمری به رجب میرسه میگیم رمضان هم داره میاد... وقتی به شعبان میرسیم میگیم امسال چه زود گذشت.. چه زود ماه رمضون اومد... غافل از اون روزی که وقتی میخواد تموم شه بیشتر میگیم چه زود تموم شد...

خدا کنه آماده باشیم.. خدا کنه همونقدری که برای یه مهمونی شیک و به اصطلاح باکلاس اهمیت میدیم که چی بپوشیم و چی به خودمون بزنیم به این مهمونی که به جای یک شب یک ماهه اهمیت بدیم و سعی کنیم جلوی صاحب این مهمونی آبرومند وارد شیم

خداکنه روزه گرفتنمون به یه نخوردن ساده که ممکنه در طول سال و ماه و هفته بارها و بارها اتفاق بیفته خلاصه نشه... خدا کنه روزه گرفتنمون روح داشته باشه و ....

یکی نیس بگه چرا این حرفها را اینجا میزنی ... تو دلت به خودت بگو و به نفست...

اما میگم که اگه خودم اینطور نبودم یکی از خود شما بهم بگه تو که این حرفها را تو وبلاگت میزنی چرا............؟

خدایا رنگ و رومون را خودت برا این ماه آماده کن... کمک کن .. کمک کن که اقلا یک ماه کامل بنده ات باشیم و .... خدایا مسجدالحرام را دلمون قرار بده و ما را طواف کننده ی دلی که تو درش هستی.... یا رب شهر رمضان!

   + احسان نیلی ; ۸:٢٠ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٦/٦/٢٠
comment نظرات ()