بي ريا

یادداشتهای روزانه احسان نیلی

پارکینگ

پارکینگ محل کار ما چند وقتیه که خیلی شلوغه...جوری که اگه یه کمی دیرتر بیای سر کار باید خیلی منتظر بمونی که یه جای پارک خالی شه و شما بتونی پارک کنی.

خیلی ها که اهل صبر و حوصله هستند ورودی پارکینگ پشت سر هم و به نوبت منتظر میمونند تا یکی یکی جا خالی بشه و پارک کنند.

خیلی ها هم که فکر میکنن خیلی زرنگ و باهوش هستند با دیدن صف ورودی پارکینگ از کنار همه رد میشن و میرن باز دنبال جای پارک میگردن...شاید حتی ما که توی صف صبر میکنیم را هم احمق یا نابینا فکر میکنن که جای پارک بوده و تواضع کردیم یا ندیدیم یا هرچیزی که ممکنه به ذهن اونها خطور کنه...

دیروز ما هم منتظر موندیم و بالاخره یکی از همکاران اومد بره و من پشت سرش رفتم که پارک کنم...برای اینکه بتونه از پارک بیاد بیرون کمی با فاصله ایستادم . به محض اینکه این همکار از پارک اومد بیرون یکی دیگه از همون همکاران باهوشی که از کنار همه گذشته بود و دنبال جای پارک همینجور میچرخید از جهت مخالف من گازش را گرفت و اومد همون جا پارک کنه چون نفر قبل هنوز از پارک کامل خارج نشده بود من نمیتونستم برم جاش...

بوق زدم و اعتراض کردم که آقا من کلی وقته اینجا منتظرم این بنده خدا از پارک بیاد بیرون و من جاش پارک کنم... اونوقت شما از اون کله پارکینگ اومدی بیای داخل؟ پیش خودم گفتم شاید همونجور که انتظار ما را در ورودی پارکینگ کار احمقانه ای فرض کرده شاید وایسادن اینجا را هم همینجور احساس کرده که این وسط دارم هوا میخورم وتفریح میکنم....

گفت مرد حسابی من نیم ساعته که دارم میچرخم !!!! گفتم خوب شما نیم ساعته داری میچرخی من هم نیم ساعته به نوبت خودم منتطر وایسادم ...

خلاصه سرتون را درد نیارم شروع کرد به تندی و گستاخی ...گفت سند زدی اینجا را؟

من هم دیدم واقعا حوصله اعصاب خردی و داد و بیداد اول صبح را ندارم ...یه کلمه بهش  گفتم خیلی خوش اخلاقی....و بعد هم گفتم میرم یه جا دیگه پارک میکنم... چون همیشه نظرم این بوده که : آدمهایی که حرفی برای گفتن ندارند با هوار زدن و داد و بیداد کارشون را پیش میبرن اگه پیش بره.

اومدم برم دوباره منتظر بمونم که خودش پشیمون شد و رفت... با خودم گفتم اگه جواب اعتراض و بی ادبیش را مثل خودش میدادم الان یا خودم را ناقص کرده  یا اونو....باز هم خدا خیرش بده که وقتی دید حق با خودش نیست در نهایت حق را پذیرفت... بعضیها که ....... بیخیال

   + احسان نیلی ; ۱٢:٠٢ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/٤/٢۱
comment نظرات ()

در مسیر باد

مدت زیادی بود که از نوشتن در این فضا خودداری که چه عرض کنم .. دوری میکردم..گویی از یاد برده بودم که چنین صفحه ای را در روزگاری دور ایجاد کرده بودم و گاه و بیگاه در آن وقتی صرف میکردم....

در صفحه فیس بوک هم که خیلی اهل مطلب نوشتن به این معنا نبودم و گاه و بیگاه عکسی و مطلب کوتاهی منتشر میکردم ...بیشتر پیرامون شغل و عکس و ....

اما باز بر آن شدم که گاهی نقطه نظرات اجتماعی خود را به دور از قضاوت سیاسی بنویسم حال این بار چقدر باز دوام بیاورم و مستمر باشم خدا عالم است...

امروز و این چند روز و این چند هفته به سایتها که سر میزنم مطالبی به چشمم میخورد که وادارم کرد به نوشتن این مطلب ....

اکثر سایتها از جریان انحرافی سخن میگویند...بیشتر شخصیتها از حلقه اطراف رییس جمهور میگویند و بیشتر مسوولین دور و نزدیک این ایام بی محابا به اطرافیان رییس جمهور میتازند و گله و گله گذاری که فلان روز این شد ..مشایی چنان کرد...مشایی فلانقدر پول داد...فلان قدر قرارداد بست..بقایی چنین کرد..ملک زاده چنان کرد...جن گیران چنین بودند و چنان شدند و و و و و و هر روز در این سایتها از زبان کسانی این سخنان نقل میشود که روزگاری مسوولیتی و تماسی و ارتباطی نزدیک با رییس جمهور و مشایی و همان کسان داشته اند.

یا حتی نه..شاید هم نه ارتباطی بوده  و نه تقربی... اما همه و همه امروز لب به سخن گشودند....

سوالی دارم...و آن این است آیا همه این اتفاقاتی که به صورت مسابقه خاطره نویسی در سایتها و مصاحبه ها و وبلاگها بازگو میشود مربوط به دوران گوشه گیری رییس جمهور به بعد است یا در کل این 6 سال هرکس شاهد گوشه ای از آنها بوده است؟

کوتاه سخن آنکه مسیر باد نباید میزان حق و ناحق باشد...اختلاس...اسلام زدایی ... سو استفاده های مالی و موقعیتی و امثال آن هر زمان که باشد خلاف دین و اخلاق است...  مسابقه برای تبری جستن از حلقه اطراف رییس جمهور در این 3 ماه هنر نیست....

نگاهی به تیترهای این روزها تایید کننده همین مطلب است  و آنچه بیش از هرچیزی آزار دهنده است بی اخلاقی هاییست که شاهد آن هستیم....ببینید:

در مجلس ، تنها نماینده بدرقه کننده احمدی نژاد هو شد

آقای نماینده محترم...شمایی که تا دیروز حمایت میکردی و اگر کسی از همین جریانات انتقادی میکرد برمیاشفتی و به استقبال و بدرقه و ... میپرداختی و امروز همکار خودت را هو میکنی چگونه فرزندی را در کانون خانواده ات تربیت میکنی با این همه تضاد در رفتار در طول تنها 3-4 ماه؟؟

و این قصه سر بی پایان دارد...پس  بشتابید و اگر خاطره ای دارید نقل کنید که عنقریب منتسب به جریانهای تاریخ مصرف گذشته خواهید شد. بشتابید و هو کنید و مسخره کنید و بتازید و بتازید.....

اما بدانید مردم رفتار شما را با میزان اخلاق میسنجند نه طرفداری از کسی و دولتی و .....چه طرفدار باشید و چه منتقد و چه مخالف

   + احسان نیلی ; ٤:۳٩ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/٤/۱
comment نظرات ()