بي ريا

یادداشتهای روزانه احسان نیلی

رمضان کریم

بعضی عبارتها خیلی توی ذهن میمونه . با یه خاطره شیرین

یادمه سفر اولی که به مکه داشتم از یه هفته مونده به ماه رمضان تابلوهای رمضان کریم با گرافیک زیبا و دلنشین بالای همه هتل ها و فروشگاهها و بیل بردهای خیابونها نصب میشد و فضای معنوی ماه مبارک را یه جلوه ی تصویری هم میداد...

فقط در درون لمس نمیکردی ماه رمضان را ...جلوه بیرونیش را هم  میدیدی....

صدای قرائت قران هم که جلوه ی شنوایی بود که روحت را نوازش میداد....

اون ماه رمضان موندگارترین ماه رمضان عمرم بود..وقتی اعلام شد امروز روز اول ماه رمضانه میدیدم که همه با هم مصافحه میکردن .. همه لباسهای نو میپوشیدن و به هم میگفتن رمضان کریم.

خدا همه مون را مشمول رحمت بیکرانش کرده.....ان شاالله مشمول دعای خیر همدیگه هم بشیم....

اگه توی کل این ماه مبارک یه بار...فقط یه بار.. سر سفره افطار یا سحرها یا  شب قدر به دلتون افتاد ما را به اسم یاد کنید....

رمضان کریم

   + احسان نیلی ; ۱:٤٥ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/٥/۳۱
comment نظرات ()

بازگشت

سلام

برگشتم..از یه سفر شیرین دو هفته ای به بهشت ...برگشتم به شهری که زمزمه هاش هنوز اخباریه که انسان نشاطی توش نمیبینه....

واقعا رسیدن از بهشت به دنیایی پر از سر وصدای نامانوس با روح انسان  میوه ای جز افسردگی و خاموشی و کسالت به همراه نداره....

دعاتون کردم..اما خودم بیش از همه به دعا نیاز دارم....

دلم گرفته..تنگه............................. ایکاش همونجا میموندم و میمردم

   + احسان نیلی ; ٥:۳۸ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/٥/٢٦
comment نظرات ()

در آستانه سفر

تقدیر بار دیگر مقدر کرد علی رغم بی لیاقتیم راهی خانه خدا شوم...گفتم راهی چون فقط این راه را میروم و برمیگردم...آنکه زائر است واقعا زائر است و ما تنها راهی و مسافر...

نایب الزیاره هستم.. حلالم کنید...

 

   + احسان نیلی ; ٥:٠٠ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/٥/۸
comment نظرات ()