بازگشت
چه سخت است دل کندن از سرزمين عشق.
و چه زود انس میگيری با مکانی که خانه خداست و خدا آنرا خانه تو قرار داده است. و چه دير ميتوانی دل برکنی از ديواری ساده با جامهای مشکی و نوری سفيد.. نوری که اعماق وجودت را روشن میکند.
وچقدر دلتنگ میشوی زمانی که از پدر خود خداحافظی ميکنی. يدری که در دل شبها با او راحت و صميمانه درد دل کردهای.
چه سخت است جدا شدن از خانهی خود..
و چه زود میگذرد ايام زندگی.. و چه زود اين نور در تيرگيهای شهر در انسان رو به کم سويی ميرود.
چقدر حيف که نميتوانيم اين نور را در خود تا ابد زنده نگاه داريم.
خدايا به خودت واميگذارم.
مطلب را به بالاترین بفرستید:
نویسنده : احسان نیلی ; ساعت ۱:٤٧ ب.ظ روز ۱۳۸٥/٦/۱٤
تگ ها :
