بي ريا

یادداشتهای روزانه احسان نیلی

در معرفت فضايل محموده

هر که ای عزيز ده خصلت شعار خود سازد در دنيا و آخرت کار خود سازد:
با حق به صدق ، با نفس به قهر، با خلق به انصاف ، بابزرگان به خدمت ، با خردان به شفقت ، با درويشان به حلم، با جاهلان به خاموشی ، با عالمان به تواضع ، در خانه اگر کس است يک حرف بس است...
از رساله مقولات - خواجه عبدالله انصاری
اين هم جهت عدم رفع تنوع

   + احسان نیلی ; ۳:٥٠ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٢/٥/۳٠
comment نظرات ()

کوتاه

حضرت شيخ ابوالحسن خرقانی ، بر سر در خانقاه خود نوشته بود: هر که در اين سرا در آيد، نانش دهيد و از ايمانش مپرسيد، چه آنکس که به درگاه باريتعالی به جان ارزد ، البته بر خوان بوالحسن به نان ارزد
نورالعلم - شيخ ابوالحسن خرقانی

   + احسان نیلی ; ۱۱:٥۸ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٢/٥/٢٦
comment نظرات ()

نمايشگاه و باقی ماجرا

سلام... 
اما از امروزم بگم
از امروز خودم و از وضع بريز و بپاشهای الکی
چندروز بود که در محل کارم مراجعه زيادی از طرف دوستان شورای بينندگان نيمرخ بود..
بعد فهميدم که نمايشگاهی قراره برگزار شه که نيمرخ و سيمای نوجوان و سيمای کودک در اون غرفه دارند
و بعد فهميدم که اين نمايشگاه عنوانی داره به اين اسم

نمايشگاه کودک و نوجوانان


هرچی به نمايشگاه نزديک ميشديم حجم کار زيادتر ميشد  و ... تااينکه امروز که روز اول بود فرارسيد...


دوستان گفتند هر جور شده برا ساعت ۱۰ صبح بايد اونجا باشيم که افتتاحيه را برسيم... ... من خيلی تمايلی به رفتن نداشتم اما برای اينکه کار دوستان راه بيفته و کوتاهی نشده باشه رفتيم که کارهايی که به کامپيوتر مربوط ميشه را انجام بدهيم...


ايکاش نميرفتم.... ساعت ۲۰/۱۰ رسيديم نمايشگاه... افتتاح با بازديدکنندگان بود.. ساعت ۱۵/۱۰ در سالن باز شده بود و مردم ريخته بودند تو سالن... و ما هم با کلی دم و دستگاه و کامپيوتر و پرينتر و ... قاطی همين جمعيت....


وارد سالن که شدم ديدم ۴ تا ماشين از توليدات ايران خودرو اونجاس.... ....



ميخواستم دنبال غرفه خودمون بگردم ديدم يه غرفه هست مال شير پگاه ( همون هيچ فرقی نميکنه ).... ....



يه ذره ديگه گشتم... غرفه مخابرات .... با چهار تا عروسک موبايل و تلفن ... ....



يه غرفه ديگه با يه دکور يه خونه هچل هفت که هيچی توش نبود
و اما غرفه خودمون...يه تلويزيون از اون گنده ها.... و يه فضايی برای نشستن

و يه قسمت مربوط به بازار نيمرخ..... و  غرفه ديگه که مال دوستانم بود يه غرفه بزرگ و البته خالی که تنها محصولش پورنگ يعنی دوست عزيزم داريوش فرضيايی بود که بچه ها منتظر اومدنش بودن....


و اما غرفه ما قرار بود چی نمايش بده.... در روز اول نمايشگاه ۳ تا از مجريهای قديمی و شناخته شده کودک و نوجوان .... همين.... يعنی خانمهای خامنه ای ... معاونی و هاشمی که از قديم الايام مجريان برنامه های کودک و نوجوان بودند. همينجور اومدن نشستن و با بچه ها و بيشتر با مادران اونها خوش و بش ميکردند و البته بازار امضا و عکس مثل هميشه داغ...



اونطرفتر غرفه پورنگ هم شولوغ پولوغ از حضور بچه ها و باز بيشتر از بچه ها مادراشون....


حالا واقعا خودمونيم. نظر شما راجع به اين دستاوردها چيست؟؟؟؟؟؟؟
يه بار ديگه اون غرفه ها که گفتم را مرور کنين.. از ايران خودرو شروع ميکنيم...
ماشين دستاورد برا بچه هاس؟؟؟؟؟؟؟؟ چه سنخيتی بين اتومبيل و فرهنگ و دستاورد برای کودک شما ميبينين/؟
شيرپگاه چی؟ اين که اصلا چند ماهيه که وارد بازار شده... حالا گيرم از اول بوده...
چه ربطی به کودک و نوجوان داره؟؟؟
موبايل و تلفن چی؟// 

يا غرفه هايی مثل غرفه های زير:


   




و ختم کلام ... اين همه هزينه و وقت بايد نتيجه ي خوبی به همراه داشته باشد . پدر و مادری که بچه عزيزشون را ميارن به اين نمايشگاه وقتی برميگردن بايد يه ارمغانی برای فرزندشون به خونه ببرن/ ديدن يه مجری،‌ تبليغ شير پگاه، تبليغ ماشين سمند، يه کلبه بی معنی، ‌عروسک موبايل و امثال اون چيزهايي نيست که بخاطر اون کسی به نمايشگاه بياد
ايشالا که در کارهای بعديمون عمق و اثر بيشتری ببينيم.

   + احسان نیلی ; ۱٢:٠٠ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٢/٥/۱٥
comment نظرات ()

مادر

غم مادر ، مادر غمهاست

يادمه سال گذشته که خدا اين توفيق را نصيبم کرد که به سرزمين وحی پا بگذارم و زيارت حرم پيامبر (ص) را به من عطا کرد يه چيزی خيلی تو ذهنم موند...

قبلش توی اين مداحی ها و روضه خوانی ها  بخصوص اونهايی که از کنار قبرستان بقيع پخش ميشد شنيده بودم که ميگفتند:

يا فاطمه من عقده دل وا نکردم.... گشتم ولی قبر تو را پيدا نکردم....

اين شعر هيچوقت برام ملموس نبود و ميذاشتم به حساب گرم کردن مجلس مداحيشون... تا اينکه خودم رفتم مدينه.. جايی که ۶ معصوم مدفونند... پيامبر.. دختر پيامبر... امام حسن... امام سجاد .... امام محمد باقر... امام جعفر صادق..(عليهم السلام)

و وقتی احساس ميکردم که قبر حضرت زهرا (س)  هم همين دور و براست اما نميدونستم کجاس ميفهميدم که نه. مجلس گرم کردن نبوده ... واقعا يه گمشده‌اييه که در ذهن آدم ماندگاره و واقعا مثل يک عقده تو دل جا مونده ....

و هم اينک در آستانه شهادت مادر شيعيان هستيم... شايد نتونم در ايام شهادت حضرت فاطمه سلام الله عليها مطلبی بنويسم... اينه که پيشاپيش عرض تسليت خودم را به همه دوستانی که دوستدار ائمه اطهار هستند ابراز ميکنم....

ان شاالله  شفاعت همه ما را بکنن...

والسلام

   + احسان نیلی ; ۳:٢٤ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٢/٥/٩
comment نظرات ()