بي ريا

یادداشتهای روزانه احسان نیلی

 

سعی کن هميشه تکيه گاه باشی. اگر نميتوانی افتادن بهتر از تکيه گردن است

   + احسان نیلی ; ٦:۱۸ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٢/٢/۳٠
comment نظرات ()

ايام ولادت پيامبر اکرم (ص)

ايام ولادت با سعادت پيامبراکرم (ص) است.. اينه که امشب مناسب ديدم که يه حديث از ايشون نقل کنم:
مومن بايد هشت صفت داشته باشد: ۱- وقار در حوادث سخت و صبر به هنگام بلاها و شکر به هنگام گشايش و قناعت به روزی ای که خدای والا داده است به دشمنان ستم نکند و مزاحم دوستان نشود، تنش به رنج باشد و مردم از او در آسايش باشند..
حيفه که يکی ديگه نگم:
خدای متعال ميفرمايد ای پسر آدم هر روز روزی تو دهند و غمگين باشی و هر روز از عمر تو کاسته شود و شادمانی کنی.. آنچه ترا کفايت کند داری و آنچه تو را به طغيان کشاند ميطلبی نه به کم قانع شوی و نه به بسيار سير شوی!!

سلام و صلوات خدا بر او و فرزندانش

   + احسان نیلی ; ۱:۱۳ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٢/٢/٢٧
comment نظرات ()

بازگشت دوستم

سلام
ديروز يه اتفاق خيلی جالب برام افتاد
راسش من سر کار سيستم کارم شيفتی بود. به اتفاق دوستم علی ياسينی که حتما اسمش را توی ليست دوستانم ديديد... يه ماموريت براش پيش اومد رفت خارج از کشور بعدش هم برام نامه زد که اونجا موندگار شده و از دانشگاه سوربون پاريس پذيرش گرفته...... خوب خيلی وقت جاش خالی بود.. و من بدبخت هم که بايد هر روز اونجا را ميگردوندم خلاصه با نامه با هم در ارتباط بوديم که يهو دوستم مجيد اومد و گفت علی نيومد اينجا گفتم کدوم علی؟
علی ياسينی!!!!
علی ياسينی؟؟؟ چرا چرت و پرت ميگی؟
نه بابا ! چه چرت و پرتی ؟؟ علی اومده.....
برو دست بردار مجيد.. حوصله داريا...
نه بخدا... علی اومده
آخه چرا بيخبر؟
خلاصه مونده بودم اساسی . چون فکر ميکردم مدتها نميبينمش.. اما واقعا خودش بود... ديدمش ديگه باورم شد. خلاصه خيلی خبر خوشحال کننده و غير منتظره ای بود. جالب اينکه به مامانش اينا هم نگفته بود که داره برميگرده...
البته دوباره ميره. اما برا من که فکر ميکردم مدتها نميبينمش خيلی شيرين بود....
اين هم عکسش

   + احسان نیلی ; ٢:٢۱ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٢/٢/٢٦
comment نظرات ()

ادامه ی نيايش قبل

خدايا مگذار که آنچه را حق ميدانم بخاطر اينکه بد ميدانند!!! کتمان کنم... خدايا ميدانم که اسلام پيامبر تو با نه آغاز شد (لااله الاالله) و تشيع دوست تو نیز با نه آغاز شد ( نه ای که علی (ع) در برابر عبدالرحمان عوف گفت، از آنجا شيعه شروع ميشود) مرا ای فرستاننده ی محمد! و ای دوستدار علی ! به اسلام آری و به تشيع آری بی ايمان گردان. خدايا مسووليتهای شيعه بودن را (چقدر سنگينه...چقدر سنگينه و چقدر سبکش کردند)خدايا مسووليتهای شيعه بودن را که علی وار بودن و علی وار زيستن و علی وار مردن است و علی وار پرستيدن و علی وار انديشيدن و علی وار جهاد کردن و علی وار کار کردن و علی وار فکر کردن و علی وار سکوت کردن است ، تا آنجا که در توان اين بنده ی ناتوان علی است همواره فرا يادم آر.
خيلی ادامه داره اما فکر نکنم که وقت تایپش را داشته باشم.
اينه که اگه فرصتی شد بعضی از گزيده های اين نيايش را ميذارم. اگه نه حرفهای خودمونی خودم و گاها کلامی از بزرگان يا نکات جالب ديگه را مثل قبل در اين صفحه خواهيد ديد.
بااحترام
احسان

   + احسان نیلی ; ۱٢:٢٦ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٢/٢/٢٥
comment نظرات ()

نيايشی از دکتر شريعتی

خدايا به من زيستنی عطا کن که در لحظه ی مرگ بر بی ثمری لحظه ای که برای زيستن گذشته است حسرت نخورم. و مردنی عطا کن که بر بيهودگيش سوگوار نباشم. (برای اينکه هر کس اونجوری ميميره که زندگی کرده)
خدايا بگذار تا آنرا (مرگ را ) من خود انتخاب کنم اما آنچنان که تو دوست ميداری.
خدايا تو چگونه زيستن را به من بياموز چگونه مردن را خود خواهم آموخت.
خدايا مرا از اين فاجعه پليد مصلحت پرستی ( اونی که الان دين ما شده که چون همه گير شده وقاحتش از ياد رفته و بيماريی شده که از فرط عموميتش هر که از او سالم مانده بيمار مينمايد) مصون بدار تا به رعايت مصلحت حقيقت را ذبح شرعی نکنم.

پانوشت: اين نيايش خيلی زيباست و طولانی انشاالله ادامه اون را به مرور در همين وبلاگ قرار خواهم داد.
ارادتمند.
احسان

   + احسان نیلی ; ۱:٢۸ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٢/٢/٢٢
comment نظرات ()

سخنی ديگر از علی (ع)

سلام دوباره به همه
دو روزی بود که سايت پرشين بلاگ دچار مشکل شده بود و نميشد چيزی تو وبلاگ قرار داد
حالا که ميشه....الان را غنيمت ميدونم و در انتهای روز جمعه یک سخن حکيمانه از حضرت علی(ع)‌را در سايت قرار ميدهم.
مردم در دنيا دو دسته اند. يکی آن کس که در دنيا برای دنيا کار کرد و دنيا او را از آخرتش بازداشت. بر بازماندگان خويش از تهيدستی هراسان و از تهيدستی خويش در امان است. پس زندگانی خود را در راه سود ديگران از دست می دهد.
و ديگری آن که در دنيا برای آخرت کار ميکند و نعمتهای دنيا نيز بدون تلاش به او روی مي آورد پس بهره ی هر دو جهان را چشيده و مالک هر دو جهان ميگردد. و با آبرومندی در پيشگاه خدا صبح ميکند و حاجتی را از خدا درخواست نميکند جز آنکه روا ميگردد.
سلام و صلوات خدا بر او باد.
احسان

   + احسان نیلی ; ۱٠:٥۱ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٢/٢/۱٩
comment نظرات ()

 

سلام
چند تا تصميم گرفتم که وقت کنم عمليش ميکنم
يکی اينکه وبلاگم را ببرم تو سايت خودم
يکی اينکه يه صفحه روزانه به سايتم اضافه کنم که مطالبش روز به روز عوض شه. غير از وبلاگ
چون ممکنه فقط عکس باشه...
ديگه ديگه.........صفحه ايران را کاملش کنم
خدا کنه فقط وقت کنم
فعلا با اجازه
احسان

   + احسان نیلی ; ٧:٥٩ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٢/٢/۱٧
comment نظرات ()

 

سلام
احوالات؟؟؟؟
به اين ميگن آخر خوره ی وبلاگ نوشتن...نمي دونم چه کرمی داره اين وبلاگ که من به حال و حوصله يی که اولش نوشته بودم حالا راه ميندازيم تا ببينيم چی ميشه. کله سحر پاشدم اومدم اينجا وبلاگ بنويسم.
وای بايد برم مدرسه. کلاس دارم حال و حوصله هم ندارم.
گفتم بيام رو نت ببينم چه خبره. اما همه الان خواب خوابن خوش به حالشون.......
پاشم. پاشم برم کارامو بکنم برم کلاس... امروز کلی کار دارم......تا ۱۱-۱۲ شب فکر نکنم برگردم خونه..................خدابه فريادم برسه
خيلی مخلصيم

   + احسان نیلی ; ٧:٠۳ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٢/٢/۱٦
comment نظرات ()

۱۳ خط برای زندگی بهتر

از وبلاگ علی خوندم. حيفم اومد که اينجا نذارم.
--------------------------------------------------------------------------------

گارسيا مارکز
يه ايميل بود که توش ۱۳ جمله از مارکز رو نوشته بودن - که جمله هاش هم جالب بود - و چون فکر ميکردم نوشتن اونا طول ميکشه حوصله تايپش رو نداشتم - امروز يه ميل ديگه برام اومد که اون جمله ها رو به صورت Text فرستاده بود! کار من هم راحت شد - به راحتی Copy & Paste . البته ظاهرا اونقدر ها هم که من فکر ميکردم طولانی نبود!

1– دوستت دارم نه بخاطر شخصيت تو، بلکه بخاطر شخصيتي که من هنگام با تو بودن پيدا ميکنم.
2 – هيچ کس لياقت اشکهاي تو را ندارد و کسي که چنين ارزشي دارد باعث اشک ريختن تو نميشود.
3 – اگر کسي آنطور که ميخواهي دوستت ندارد، به اين معني نيست که تو را با تمام وجودش دوست ندارد.
4 – دوست واقعي کسي است که دستهاي تو را بگيرد ولي قلب تو را لمس کند.
5 – بدترين شکل دلتنگي براي کسي آن است که در کنار او باشي و بداني که هرگز به او نخواهي رسيد.
6 – هرگز لبخند را ترک نکن حتي وقتي ناراحتي، چون هر کسي امکان دارد عاشق لبخند تو شود.
7 – تو ممکن است در تمام دنيا فقط يک نفر باشي، ولي براي بعضي افراد تمام دنيا هستي.
8 – هرگز وقتت را با کسي که حاضر نيست وقتش را با تو بگذراند، نگذران.
9 – خدا خواسته است که ابتدا بسياري افراد نامناسب را بشناسي و سپس شخص مناسب را. به اين ترتيب وقتي او را يافتي بهتر ميتواني شکرگزار باشي.
10 – به چيزي که گذشت غم مخور، به آنچه پس از آمد لبخند بزن.
11 – هميشه افرادي هستند که تو را مي آزارند. با اين حال همواره به ديگران اعتماد کن و فقط مواظب باش که به کسي که تو را آزرده، دوباره اعتماد نکني.
12 – خود را به فرد بهتري تبديل کن و مطمئن باش که خود را ميشناسي، قبل از آنکه شخص ديگري را بشناسي و انتظار داشته باشي او تو را بشناسد.
13 – زياده از حد خود را تحت فشار نگذار، بهترين چيزها در زماني اتفاق مي افتد که انتظارش را نداري


سيـــــزده خـــــط بـــــراي زنـــــدگي بهتـــــر
سخناني از‌ گابريل گارسيا مارکز

   + احسان نیلی ; ٥:٥۸ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٢/٢/۱٤
comment نظرات ()

امروزم

هی ميگن بنويس.....بابا جون خوب بنويسم تکراری ميشه...هی بايد بگم وقتم کمه و امروز کلی کار داشتم و اينا.......بنويسم ميگی چرا تکراری مينويسی.. ننويسم ميگی چرا ننوشتی
آخه به کدوم ساز برقصم؟
چند وقتيه که کلی کار سرم ريخته.. اما کی ميفهمه؟؟ تو يه اتاق دخمه... يا به عبارتی تو يه انفرادی حبسم... صبح ميرم تو اتاق نميفهمم کی شب شده....... فقط از خداحافظی همکارام ميفهمم که انگار خيلی وقته اون تو هستم... ذغال ندارم که رو ديوارش چوب خط بکشم که چند وقته اون تو هستم....
اين چند روزه هم که ديگه نورا علی نور شده..... سرور شبکه از کار افتاده.... نميخوام روضه بخونم......اما خيلی خسته ميشم اون تو....
از يه بنده خدا بگم ... يه آقايی هست تو شورای بينندگان نيمرخ اسمش آقای اشعريه...يه پسر جوونه..... چند وقتيه با رفقاش افتادن تو خط اين وبلاگها و خلاصه فکر کنم نصف فضای پرشين بلاگ را اينا اشغال کردن..... آخ آخ وقتی قراره بنويسم هی بايد بنويسم... پس بذار کامل بگم
يه شورايی هست به نام شورای بينندگان نيمرخ که به تعداد افرادش انجمن و گروه و تشکل و مجله و نشريه داخلی و خارجی و گروههای زير زميني و گروههای غير رسمی و معاونت و .....
(اگه بخوام بگم تا صبح طول ميکشه).....خلاصه سرتون را در نيارم... يکی از اين گروههای تک نفری اسمش آقای اشعريه که گاهی به ما هم يه سری ميزنه.... برا خودش يه وبلاگ درست کرده... کشته ما را........کشته....... پدر منو در آورد....... اگه بدونين تو اتاق من چه خبره از شلوغ پولوغی کامپيوترها.....اين وسط اومده يه کاغذ در آورده که فلانی اين لينکهای وبلاگهای ماست......
- خوب؟
+ هيچی ديگه ميخواستم بذارين تو سايتتون
- باشه وقت کنم ميذارم....
+ حتما حتمنا.....
- باشه اگه تونستم چشم....
آقا از اون روز تا الان که يکی دو روزی از قرار دادن اين لينکها ميگذره هنوز دست از سر من بی مو ور نداشته.....نيمدونم چه خاکی تو سرم بريزم
باباجون.....والا بلا گذاشتم لينکهاتونو..........
جالبه که هی هم ميگه من هم لينک شما را ميذارم تو وبلاگم...
نميدونم اگه ما نخوايم اين لينکمون را بذاره تو وبلاگش کيو بايد ببينيم....
خلاصه من به طور رسمی و قاطع .....در اين مکان مقدس.......اعلام ميکنم مطالب منتشره از دوستانم در نيمرخ به من ربطی نداره ......کسی پس فردا احضاريه نياره در خونمون که اشعری و واحدی و ماندگاری و آينه و موسوی و..... اينو نوشتن پاشو بيا دادگاه.........
والا من کاره ای نيستم.........
خوب امروز هم يه جفنگياتی سر هم کرديم نوشتيم........
ببينم بعد چی بنويسم.......
الحق که به روز کردنش خيلی سخته
فعلا.........

   + احسان نیلی ; ۱:۳٠ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٢/٢/۱٤
comment نظرات ()

سالروز شهادت امام رضا (ع) تسليت باد


ديدم خودم که چيزی بلد نيستم بگم. شايد زيباترين چيزی که برا امروز مناسب باشه اثریه که استاد فرشچيان از امام رضا (ع) با نام ضامن آهو به تصوير کشيده اند..

   + احسان نیلی ; ۳:٠٠ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٢/٢/۱٢
comment نظرات ()

پيامبر اسلام (ص) از نگاه دکتر شريعتی

اما برادر! ناگهان خبر يافتم که مردي از کوه فرود آمده است ودر کنار معبدی فرياد زده است که:
من از جانب خدا آمده ام.
و من باز بر خود لرزیدم که باز فریبی تازه برای ستمی تازه! اما چون زبان به گفتن گشود باورم نشد:
من از جانب خدا آمده ام که خدا اراده کرده است که برهمه بردگان و بيچارگان زمين منت گذارد و آنان را پيشوايان جهان و وارثان زمين قرار دهد....
شگفتا!! چگونه است که خدا با بردگان و بيچارگان سخن ميگويد و به آنها مژده نجات و نويد رهبری و وراثت بر زمين می دهد؟
باورم نشد...گفتم : اونيز همچون پيامبران ديگر در ايران و چين و هند شاهزاده است که به نبوت مبعوث شده تا با قدرتمندی هم پيمان شود و قدرتی تازه بيافريند.
گفتند نه... يتيمی بوده است و همه او را ديده اند که در پشت همين کوه گوسفندان را ميچرانيده است..
گفتم : عجبا!!! چگونه است که خداوند فرستاده اش را از ميان چوپانان برگزيده است؟
......
به او ايمان آوردم.. چرا که همه برادرانم را گرد او ديدم. بلال. برده ی برده زاده از پدر و مادر بيگانه ای از حبشه..
سلمان آواره ای به بردگی گرفته شده از ايران.
ابوذر، فقير درمانده گمنامی از صحرا.
سالم ، غلام زن حذيفه اين بيگانه ارزان قيمت، برده سياه پوست، اکنون پيشوای همه ياران او شده است.
باور کردم و ايمان آوردم چرا که کاخش چند اتاق گلی بود که خود در گل و خاک کشيدن آن شرکت کرده بود و بارگاه و تختش تکه چوبی بود انباشته از برگهای خرما!
آمدم از ايران .....و به شهر او آمدم و در کنار بردگان و آوارگان و بی پناهان جهان با او زيستم تا پلکهايش در سنگينی مرگ خورشيدمان را پرده کشيد.

سالروز رحلت نبی اکرم (ص) و فرزندش امام حسن مجتبی (ع) تسليت باد.

   + احسان نیلی ; ۱۱:٠٥ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٢/٢/۱۱

 

چند روزيه که کارام خيلی زياد شده و وقتم کم
نميدونم چه جوری برنامه هام را جور کنم ۱۰۰۰ تا برنامه ميريزم که فردا چيکار کنم به ۱۰ تاش هم نميرسم
مخابرات هم که اينترنتش قطع شده ۲ روزه ما را کلی اذيت کرده .... خلاصه همه قطعی مخابرات را از چشم ما ميبنن.....
کاشکی شبانه روز يه ۳۰-۴۰ ساعتی می شد....

   + احسان نیلی ; ٦:٢٥ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٢/٢/٩

حکمت های علی (ع)

بار خدايا تو مرا از خودم بهتر ميشناسی و من خود را از آنان (کسانی که مرا مدح ميکنند) بيشتر ميشناسم. خدايا ما را بهتر از آن کن که می پندارند و بيامرز آنچه را که از ما نميدانند.
***************************************************************
بزرگی آفريننده در انديشه ات آفريده را کوچک می نماياند در ديده ات...


اين هم دو تا جمله ماندنی از سخنان حضرت علی (ع)

   + احسان نیلی ; ۱٠:٢۸ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٢/٢/٧

اصفهان

ببخشيد که چند وقتی نبودم و نتونستم چيزی بنويسم
راستش را بخواين يه ۲-۳ روز تعطيلی گير آوردم و چون ايام عيد نوروز را در تهران گذروندم اين فرصت را غنيمت دونستم و رفتم به سمت اصفهان
جاتون خالی خيلی هوای خوبی داشت. يعنی راستشو بخواين بهترين موقع برای اصفهان همين ايامشه.... وای که چه زاينده رودی.... پر آب... آخه پارسال اينموقع خشک خشک بود حتی وسطش علف در اومده بود.....وای هر بار که ميديدم انگار که يه عزيزم را از دست داده باشم گريم ميگرفت... ولی با بارندگيهای خوب اين چند وقت خدا را شکر خيلی آب رودخونه فراوون شده بود و خيلی هم ديدنی و زيبا...ايشالا هميشه همينجور باشه


خلاصه سفر خوب و بابرکتی بود و جای همتون خالی خيلی خوش گذشت
مطلب باز هم دارم
ايشالا وقت شه مينويسم
ارادتمند

   + احسان نیلی ; ٦:٥۱ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٢/٢/٦