بي ريا

یادداشتهای روزانه احسان نیلی

بم و ...

چند لحظه روی اين تيترها تامل کنيد:
۱- در ژاپن زلزله ی نزديک ۸ ريشتر تنها يک کشته برجای گذاشت
۲- در کاليفرنيای آمريکا زلزله ی بالای ۷ ريشتر باعث کشته شدن ۲ نفر شد
۳- اخبار شبکه بی بی سی ديشب هنگام اعلام وضعيت هواشناسی، هوای شهر بم را هم با تصويری که تاثر گوينده را نشان ميداد اعلام کرد.
۴- هواپيماهای امدادی از کشورهای مختلف از جمله روسيه ، بلژيک ، انگلستان، و ديگر کشورها در همان شب اول کمک های خودرا به فرودگاه کرمان رساندند...
۵- با گذشت ساعتها از حادثه زمين لرزه بم ستاد بحران به رياست رييس جمهور بعداز ظهر جمعه تشکيل شد....
۶- جمعيت هلال احمر و ستاد بحران از مردم نوع دوست کشورمان درخواست کمک کرد.
۷- مردم کشورمان در اولين ساعات شنيدن اخبار مربوط به زلزله‌ی بم کمکهای خود را به مراکز جمع آوری کمکهای مردمی تحويل می‌دهند...
۸- کمکهای مردم به حدی است که مسوولين حتی در ساماندهی و ارسال آنها به شهرستان بم دچار مشکل شدند...
۹- ستاد بحران اعلام کرد به علت نبود بيل و کلنگ ، نيروهای امدادی دچار مشکل شده‌اند...
۱۰- صدا و سيما دائما در برنامه‌های خود با دعوت از هنرپيشگان و ورزشکاران و نشان دادن اشکهای آنان سعی در تحريک احساسات مردمی ميکند که خود آنان قبل از همه‌ی مسوولين به فکر هموطنان خود بوده و هستند و در همان دقايق اول در مراکز انتقال خون صفهای طويل تشکيل داده بودند.....
۱۱- اخبار تلويزيون حاکی از آن است که گروههای امدادی که به شهر بم اعزام می‌شوند به علت نبود راهنما و ستاد ساماندهی با سر درگمی و بلاتکليفی دچار شده اند...

حال اين اخبار را کنار هم قرار دهيم...
آيا روسيه و امثال آنان برای کمک به مردم ايران از مردم خود تقاضای کمک کرده بود يا در انبارهای خود برای چنين مواقعی همه نوع مواد آماده داشته است اينگونه که از خود ما سريعتر کمکهای خود را به کرمان رساند؟
چه نيازی به تحريک احساسات مردمی است که ديشب هنگامی که به يکی از مراکز هلال احمر مراجعه کردم مشاهده کردم که ساختمان آن از کمکهای مردم پر شده است و ديگر جايی برای دريافت کمکها نيست؟ چه نيازی به دعوت هنرمندان و هنرپيشگان از مردم است؟ مردم کار خود را خوب بلدند... بهتر است دعوتی هم از مسوولين جهت مديريت و برنامه ريزی صحيح در مواقعی اينچنينی به عمل آيد...
شنيدم دولت ۴۰۰ ميليارد جهت کمک و بازسازی شهر بم اختصاص داد حال آنکه اگر اين مبلغ ها قبل از اينکه خرابی به بار آيد صرف رفع محروميتها و ساختمانهای محکم شود ....
اين ۴۰۰ ميلياردها کدام يتيمی را صاحب دوباره والدين خود خواهد کرد؟ حتی اگر خانه او را بازسازی نمايد.
آيا بيل و کلنگ کمک جهت آوار برداری را مردم بايد تامين کنند؟
آيا هميشه بايد ۲ روز از روز اصلی کمک به مردم عقب بود؟
آيا نبايد پيش بينی چنين روزهايی را کرد؟
آيا نبايد در کشوری که زلزله خيز است و هرسال چنين حوادثی در شهرهای گوناگون را شاهد است انبارهای هلال احمر هميشه پر باشد از چنين ملزوماتی که هر روز از آنها به عنوان نياز ياد می‌شود؟ پتو.. پوشاک.. مواد غذايی... آب معدنی و........
آيا دولت نميتواند از همين کارخانه های آب معدنی مثل دماوند و امثال آنها ، در حد کلان خريداری کند و به مناطق زلزله زده ارسال کند؟ آيا بايد مردم تک تک يا بسته بسته اين وظيفه دولت را انجام دهند؟
آيا نميتواند از کارخانه های يزد پتو خريداری کند و به مناطق ارسال کند؟
آيا ارتش نميتواند ۵۰۰ هزار تخته پتويی را که به گفته يکی از مسوولين (به نقل از يکی از امدادگرانی که به شهر بم رفته بود) در انبار دارد را در چنين موارد اضطراری مصرف نمايد و سپس تامين مجدد نمايد؟
آيا مسوولينی که ستاد بحران را در لحظات منتهی به عصر تشکيل دادند فکر اين را نکردند که وقتی هوا تاريک و سرد شد زمانی برای اجرای دستورات آنان باقی نيست و عده‌ای در همان شب اول از سرمای کويری بم چشمشان را برای هميشه برهم خواهند گذاشت؟
و آيا بايد اينقدر بی برنامه بود که وقتی از شهرهای مختلف کمکها ارسال شد هنگام ورود به شهر با بی برنامگی و بلاتکليفی مواجه شوند و يک گروهی يا يک نهادی يا يک ستادی مسوول ساماندهی اين کمکها در محل موجود نباشد؟
و تا کی ميتوان اميد داشت که اين بار ديگر مسوولين مربوط هشيار خواهند شد برای بعد و باز اتفاقات بعد مانند قبل چنين احساسات مردم را تا مدتها جريحه دار کند فقط بخاطر عدم پيش بينی....
البته از حق هم نبايد گذشت و کارهايي از قبيل راه اندازی سريع فرودگاه بم و امثال آن را هم بايد ديد اما...
تنها چيزی که ميدانم اين است که در چنين مواردی اگر زلزله بيايد مديريت بحران ما هم زير آوار گير خواهد کرد.. اگر سيل بيايد مديريت بحران ما را آب می‌برد و در آخر کلام فقط ميتوان به محبت مردم چشم اميد داشت چرا که اگر مردم نبودند معلوم نبود چگونه بازماندگان اين زلزله لحظات خودرا سپری می‌کردند...
من مي دانم که مردم از خود می‌گذرند که هموطنان خود در بم را کمک کنند... پس ريشه‌ای تر بينديشيم و بجای غافلگير شدن در مواقع حساس و بحرانی از قبل برنامه‌ريزی صحيحتری نسبت به اين حوادث داشته باشيم...
به فکر روزی باشيم که در تهران پايتخت.........آيا آماده‌‌ی چنين حادٍثه‌ای در تهران ۱۲ ميليونی هستيم؟
حادثه‌ای که شايد اسمش حادثه نباشد چون همه ميدانيم روزی خواهد آمد....
با تشکر

   + احسان نیلی ; ٦:۳٦ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٢/۱٠/٧
comment نظرات ()