بي ريا

یادداشتهای روزانه احسان نیلی

شعری از قيصرامين پور

من از عهد آدم تو را دوست دارم از آغاز عالم تو را دوست دارم
چه شبها من و آسمان تا دم صبح سروديم نم نم : تو را دوست دارم
نه خطی نه خالی نه خواب و خيالی من ای حس مبهم تو را دوست دارم
سلامی صميمی تر از غم نديدم به اندازه غم تو را دوست دارم
بيا تا صدا از دل سنگ خيزد بگوييم با هم تو را دوست دارم
جهان يک دهان شد هماواز با ما تو را دوست دارم تو را دوست دارم

   + احسان نیلی ; ٧:٢٩ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٢/۱/۳۱
comment نظرات ()

حکمت

حضرت علی (ع) ميفرمايند:
حکمت گمشده ی مومن است ، حکمت را فراگير هز چند از منافقان باشد
و در جای ديگری ميفرمايند:
اين دلها همانند تن ها خسته ميشوند. برای نشاط آن به سخنان تازه ی حکيمانه روی بياوريد.
اينه که تصميم گرفتم هر چند وقت يه بار سخنان حکيمانه ی ايشون را در اين قسمت ثبت کنم.
ارادتمند. احسان

   + احسان نیلی ; ۱:٠٦ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٢/۱/۳٠
comment نظرات ()

هوای بهاری

سلام
يه دو روزيه که هوا واقعا بهاری شده...آخه اول بهار يه کمی گرم بود. اما الان خيلی عاليه
يه بارون خيلی خوبی هم اومد. خدا را شکر
خلاصه هوای خیلی باصفاییه.

همیشه بهاری باشین


   + احسان نیلی ; ۱:٤۸ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٢/۱/٢٧
comment نظرات ()

آخرين مطالب در مورد جنگ

سلام
ما که خيلی از سياست و اينا چيزی حاليمون نيست.
هرچند گاه گداری برا اينکه کم نياريم يه چيزايی ميگيم و اظهار نظر ميکنيم اما مثل بقيه کارشناسای اين فن در وزارت خارجه خيلی از سياستهای خارجی سر در نمياريم
فقط يه چيزی را تو اين قضيه ی جنگ فهميدم. و اون هم اينکه صدامی که اين همه ادعا ميشد که مرد عالمه و از اين حرفا چه خيانتی به مردم کشورش و به منطقه کرد....
کاری ندارم که به هر حال آمريکاييها ميومدن تو منطقه
اما اين شکل اومدن خيلی معنا دار بود.... خوب اگه يادتون باشه اول اولش که آمريکا به صدام اولتيماتوم داد که يا از عراق بره بيرون يا اجازه ورود به نيروهای سازمان ملل بده و از اين حرفها صدام ميگفت مرغ يه پا داره و ادعا ميکرد ميخواد مقاومت کنه.
اول جنگ هم که تو رسانه ها بود که چه مقاومتی داره ميکنه.... در حاليکه اون نيرويی که مقاومت کرد خيلی کمتر از نيروی ارتش واقعی عراق بود....
اما به هرحال همين نيرو هم يه جاهايی مثل بصره مقاومت کرد.
خوب . حالا اين صدامی که من شنيدم توی آبادان و بعضی جاهای اهواز روی در و ديوار به ٬هيبت العرب ٬ نامگذاری شد چه کار کرد؟ چرا اينکاری که الان کرد و بغداد را واگذار کرد در ابتدا نکرد؟
اگه در همون ابتدا و اولتيماتوم های اول جا خالی ميکرد و عراق را به آمريکا واگذار ميکرد يه حاکم آمريکايی در راس قرار ميگرفت و بعضا با مخالفت نيروهای کرد يا معارض قرار ميگرفت که چرا يه حاکم آمريکايی در راس عراقه و شايد تا حدی متزلزل بود.
اما اين شکل برخورد صدام با آمريکاييها باعث شد که اونها با نيروی نظامی وارد عراق بشوند.
و به اسم اينکه عراق داره مقاومت ميکنه اين همه نيرو در منطقه پياده کنند و بعد هم يک ژنرال
نظامی آمريکايی با گرايش شديد صهيونيستی را در اونجا قرار بدهند و با خيال راحت و هزينه کمتر نبض سوريه و فلسطين را بگيرند و ايران را هم مهار کنند.
پس بزرگترين خدمتي که همين آقای هيبت العرب يعنی صدام به آمريکاييها کرد وارد کردن آنها به صورت نظامی در منطقه بود به گونه ای که الان شاهدش هستيم.
تا ببينيم بعدش چی ميشه !!
ياحق



   + احسان نیلی ; ۱٢:٥٠ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٢/۱/٢٤
comment نظرات ()

جنگ

سلام
شنيده ها حاکيست که عراق کارش تمومه .
همچنين خبر ميرسد که آمريکا به سوريه اعلان جنگ کرده
خلاصه يواش يواش بايد خوش رکاب را زين کرد و آماده شد.
فقط دلم برای امير حسين ميسوزه که توفيق نوشيدن شربت شيرين شهادت داره نصيبش ميشه.
اميرجان !
اگه اين توفيق نصيبت شد ما را هم شفاعت کن.
از شوخی بگذريم
اولش خيلی در مورد مقاومت عراقيها خبر شنيديم. هم از شبکه خيلی جالب و منحصر به فرد خبر!!!!!!!!!!!!! هم از اخبار لحظه به لحظه صدا وسيمای خودمون !!!!!! و البته بعضی از شبکه های خارجی هم گاهی به اين مقاومت اشاره ميکردند.
حالا همه اينا را بذاريم کنار اين اتفاقی که ديروز در بغداد افتاد تمام تحليلهای سياستمداران ما را به هم زد...
هر شب کارشناسان نظامی از نحوه چگونگی فتح بغداد و امثال آن تحليل ميدادند و ....
بعضا از مقاومت عراقيها و اينکه نميگذارند که آمريکاييها اونجا دوام بيارن و هوا داره گرم ميشه نميتونن آمريکاييها بجنگند و و و و .........
ديديم که چه بی سر وصدا بغداد فتح شد و تا اين لحظه اگه اتفاق ديگه ای نيفته من به شخصه اعتقاد دارم که صدام با آمريکاييها پشت پرده معامله کرده و فقط مردمش را گول زد....
و اينی هم که هر چه جنگ طول بکشه به نفع ما ميشه را هم خنثی کرد. چرا که اين ماجرا نشون داد که همه ما تو اين ۲۰ روز سر کار بوديم !!!
حالا بايد ببينيم مواضع بزرگان قوم در اين مورد چه خواهد بود.

   + احسان نیلی ; ٥:۱٢ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٢/۱/٢۱
comment نظرات ()

روز اول کاری

سلام
امروز روز اول کاری در سال جديده
خوب يه کمی سخته . اما در عين حال چون تو تهران مونده بودم خيلی هم برام غريب نيست.
رفتم يه سلام و عليکی با همه همکارام کردم و تبريک سال جديد و ....
يه ذره هم به سايتم ور رفتم و يه تغييرات کوچولويی توش ايجاد کردم.
يه نظر خواهی توش گذاشتم و يه لينک به اينجا گذاشتم براش

خلاصه.....
روزه اوله کاره ديگه



   + احسان نیلی ; ۱:۳٦ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٢/۱/۱٦
comment نظرات ()

پايان تعطيلات

سلام
امروز روز آخر تعطيلات نوروزيه
از فردا بايد بريم سر کار و زندگی و ....
خوب امسال اولين سالی بود که من مجبور بودم در تهران بمونم و جايی نشد برم
اما به هر حال خوب يا معمولی گذشت و تموم شد . به همين راحتی. نيمی از اولين ماه گذشت
و نيمه دومش هم مثل اولش و بقيه سال و بقيه عمرمون همينجور داره ميگذره
فعلا که سرمون به خوش رکاب و خوش رکابها گرمه.
بعدش به چی . خدا ميدونه
عزت زياد

   + احسان نیلی ; ۱:٢٩ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٢/۱/۱٥
comment نظرات ()

عيد و جنگ

سلام
نميدونم که ميدونين يا نه. اما بد نيست بدونين که اول سال ما ايرانيا با اول سال عراقيا يکيه
البته خيلياشون همون محرم را جشن ميگيرن اما اينطور که شنيدم سال نوی اونها هم اول بهاره . اما امسال متاسفانه بخاطر سياست مثل هميشه مردم دارن قربانی ميشن .

ياد يه جمله از دکتر شريعتی افتادم که خيلی برام جالب بود
ميگفت:
جنگ بين دو گروه که با هم ميجنگند و همديگر را نميشناسند برای کسانيکه با هم نميجنگند و همديگر را ميشناسند.
و متاسفانه اين وسط چه عراقی و چه آمريکايی هر دو گروه يه عده کسايی اين وسط ميجنگند و قربانی ميشن که يه عده ديگه به اهدافشون برسن. و متاسفانه مردم بيگناه عراق هم که نقل و نبات بهارشون راکت و موشکه
از اون طرف هم که اسراييل داره بهترين استفاده را ميکنه
عجب دنيايی شده واقعا

   + احسان نیلی ; ۱٢:٢٦ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٢/۱/٦
comment نظرات ()

روز اول

سلام به دوستان
خوب امروز ساعت ۲۹/۴ صبح تحويل سال جديد بود.
قسمت اينجوری بوده که من امسال در ايام تعطيلات تهران بمونم.
البته خودم تهران را در ايام عيد خيلی دوست دارم. هم خلوته هم هوای نسبتا تميزی داره.
تازه يه کمی ميشه توش زندگی کرد.
فرصت خوبيه که يه کمی کارای عقب افتادمو انجام بدم.
صبح زنگ زديم به پدر بزرگ و مادر بزرگم
چند تا دوستام زنگ زدند.
عنايت از دوبی زحمت کشيد برا تبريک نوروز تماس گرفت
محمد وحدت نيا زنگ زد...
من هم به دوسه تا دوستام زنگ زدم
خلاصه تا الان ساعت ۲۰/۱۶ که اينجوری گذشت.......
دلم ميخواد يه کم برم هوا بخورم
شايد هم رفتم
فعلا

   + احسان نیلی ; ٤:٢٠ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٢/۱/۱
comment نظرات ()