بي ريا

یادداشتهای روزانه احسان نیلی

فیلم حضرت محمد

بنام خدا

فیلم حضرت محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) پس از سالها خبر و انتظار در ایام جشنواره فیلم فجر به صورت اختصاصی پخش شد و نقطه نظرات متفاوتی را در پی داشت.

توفیقی شد که این فیلم را در یکی از اکران هایش در سینما فرهنگ ببینم و نظرم را در مورد آن ابراز کنم.

در درجه اول باید خسته نباشید گفت به همه عوامل آن که در تولید و ساخت آن نقش داشته اند و صرف نظر از خروجی فیلم زحمات آنان در فیلم مشهود است.

مهمترین نکته ای که به ذهنم می رسد بعنوان یک مخاطبی که بهرحال دستی بر فضای تولید سینما و تلویزیون دارد اهمیت موضوع و بزرگی و خاص بودن آن است.

همه ی دین ماست و وجود نازنین پیامبر مهربانی و رحمت. پس ابتدا باید قدر دانست که اهمیت پرداختن به این موضوع و هزینه کردن برای آن پذیرفته شده و باید تشکر کرد از هر نهادی که هزینه ی ساخت این پروژه عظیم را تقبل کرد.

130 میلیارد تومان صرف تولید این پروژه شده است و اکنون زمان آن است که انتظار داشته باشیم این تفاوت را نسبت به فیلمهای دیگر صرف نظر از موضوع مشاهده کنیم

به نظر من تک تک عناصر فیلم به تنهایی و منحصرا خوب و قابل قبول می باشند. مثلا نور ، فیلمبرداری ، دکور و.... و هرکدام به تنهایی وظیفه ی خود را درست انجام داده اند هر چند که به نظرم بزرگی مانند محمود کلاری هم در فیلمبرداری میتوانست از عهده این مسوولیت برآید اما به هر حال تصمیم با کارگردان بوده که فیلمبردار و عوامل آن و بسیاری از نیروهایش را جهانی انتخاب کند.

اما نکته قابل نقد :

1- داستان و روایت فیلم بسیار ضعیف و سطحی است. این فیلم که مقطعی از زندگی پیامبر را روایت میکند که مربوط به کودکی ایشان است ، نتوانسته داستانی گیرا و منسجم بعنوان اصلی ترین عنصر یک فیلم و شاکله ی آن بنگارد و همین باعث شده تا انسجام داستان و خط ربط های آن خسته کننده و منقطع به نظر برسد که البته ان شاله در مونتاژهای بعدی و کوتاه شده ی آن اصلاح خواهد شد.

2- نقاط حساس و خاص فیلم از جهت احساسی بسیار ضعیف پرداخته شده اند. 3 لحظه در این فیلم از نظر من بسیار مهم می باشند. یکی ولادت حضرت رسول یکی درگذشت عبدالمطلب و یکی درگذشت آمنه (سلام و درود خدا بر همه آنان)

به نظرم این لحظه ها بسیار مهم و خاص بودند که هم از نظر کارگردانی و هم از نظر موسیقی و مونتاژ باید احساسی تر و ناب تر به تصویر کشیده میشدند. و این خلا در فیلم حس می شد.

3- اغراق در بسیاری از نقاط فیلم از جمله جلوه های ویژه بصری باعث عدم باور پذیری مخاطب است. مثلا لحظه ولادت حضرت رسول در آسمان کهکشانها  و ستاره ها را غیر واقعی و کامپیوتری نشان می دهد که به نظرم اهمیت خود ولادت را با عناصر دیگری می شد بسیار مهمتر و احساسی تر و با شکوه تر به تصویر کشید.

4- در مجموع به نظر می رسد با توجه به مقایسه ای که نسبت به پروژه هایی که در غالب سریال در تلویزیون خود ما به تصویر کشیده شده ، و هزینه آن سریال ها بسیار کمتر از این پروژه ی سینمایی شده، این روایت بعنوان یک پروژه ی جهانی با مونتاژ فعلی آن نتواند برای کسانی که هیچ شناختی از پیامبر ما ندارند گیرا و جذاب باشد.

وقتی مقایسه میکنیم با فیلمی همچون محمد رسول الله (مصطفی عقاد) که همه بارها دیده ایم و هنوز جذابیت آن کمرنگ نشده، انتظار میرفت هنرمندانه تر و جذابتر این فیلم به تصویر کشیده می شد.

البته به حق یکی از نکات مثبت آن آرامش فیلم است که حاکی از لطافت وجود حضرت محمد (صلی الله علیه و آله ) می باشد. و یکی دیگر از نکات مثبت فیلم پرداخت شکوهمندانه به فیلم است که البته به انسجام داستانی آن لطمه جدی به آن زده است.

حرف آخر اینکه ایکاش در تدوین های بعدی و نهایی این فیلم موسیقی متن اصلاح شده و حداقل لحظه های احساسی فیلم هنرمندانه تر به تصویر کشیده شوند. چون داستان فیلم که در تدوین بعدی تغییری نخواهد کرد ولی شاید ریتم سریعتر فیلم آنرا جذابتر نماید.

   + احسان نیلی ; ۱٢:٤٦ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۳/۱۱/۳٠
comment نظرات ()

سلامی دوباره

از 28 اسفند 90 تا 29 دی ماه 93؛ زمانی قریب به 3 سال گذشت .

مرور این سه  سال در یک متن کوتاه شاید سخت باشد. اما آنچه که مرا واداشت به اینکه باز به این حیاط خلوت خودم برگردم فقط و فقط یک چیز بود و آن هم این که علی رغم ابتلای شدید این روزهای بیشتر ما به شبکه های اجتماعی از جمله فیس بوک و اینستاگرام و توییتر و امثال اون ، هنوز که هنوز وبلاگ در دنیای مجازی اصالت خاص خود را حفظ کرده و من خودم برای مطالبی که اینجا هر از گاهی نوشتم ارزش بیشتری قائلم...

شاید مخاطبان اون فضا بیشتر باشد اما بسیاری از حرفها و عکسها در اون جا حکایت از حاضری زدن دارند. علاقه ام به شبکه های اجتماعی را انکار نمی کنم اما مطالب خودم را از این به بعد در حد توان و اقتضای فرصت باز در وبلاگم ثبت خواهم کرد. و اما این سه سال:

دو سال از این مدت را در مسوولیت مدیریت گروه کودک و نوجوان شبکه قرآن سپری کردم ؛ دوسالی که صرف نظر از برخی حواشی بسیار ارزشمند و خوب بود. خوب بود به این دلیل که کار کودک را میشناختم و هر آنچه که آموخته بودم از نظر رنگ و روانشناسی کودک و زیبایی شناسی تصویری منطبق با محتوای معارفی و به کمک همکاران برنامه ساز خوب و حرفه ای در این شبکه پیاده کردم.

آنچه که مد نظرم بود پرهیز از شعاری کردن برنامه ها و نصیحتهای مستقیم بود.

اولویتم این بود که قبل از انکه نیازمند حافظ قرآن در سنین کودکی باشیم باید انسان تربیت کنیم. قرآن کتاب زندگی و چراغ راه است و یک خردسال و کودک باید ترجمه کودکانه قران در ذهنش نقش ببندد. بد بودن دروغ و غیبت و بی احترامی به پدرومادر و هزاران هزار نکته دیگر که در خود قرآن و احادیث ما مورد تاکید هستند از کودکی باید در ذهن کودک نقش ببندد و حافظ و یا قاری قرآن بودن و عدم رعایت این نکات اخلاقی مورد نظر دین ما نیست. هرچند که حافظ و قاری تربیت کردن هم به جای خویش نیکو و ارزشمند است.

به هر تقدیر بعد از گذشت این ایام تصمیم گرفتم که  به حرفه اصلی خودم که تهیه کنندگی و کارگردانی بود برگردم.

زمانی نگذشت که به پیشنهاد مدیر وقت شبکه قرآن عازم ماموریتی شدم بی نظیر. حضوری 6 ماهه در سرزمین نور و رحمت و آرامش.

6 ماهی را در آرامش مطلق زندگی کردم و در وصف نمیتوانم از لذت حضور مستمر و طولانی خودم در کنار بیت الله و حرم پیامبر حرفی بزنم.

سعی کردم این حضور برایم تکراری نشود و البته که هر چه میگذشت انس و نزدیکی و عادت به این ناب ترین نقطه ی زمین بیشتر می شد. در این بین بیشتر در شبکه های اجتماعی حس خودم را به اشتراک میگذاشتم و با تصاویر و نوشته های خودم دیگران را همراه این سفر میکردم.

روزگاری که خیلی زود تر از هر 6 ماه دیگر از زندگی و عمرم تمام شد.

و اکنون بعد از گذشت 3 سال باز هم در این محل برای نوشتن های  بی ریای خودم حضور خواهم داشت و زود به زودتر خواهم نوشت.

   + احسان نیلی ; ۱٠:۳٩ ‎ق.ظ ; ۱۳٩۳/۱٠/٢۸
comment نظرات ()

سالی دگر

بهار دقیقا مثل همین تصویره....یه پیچ پر از لطافت و زیبایی و قشنگی....اما مبهم....معلوم نیست که از پس این گذرگاه چی منتظرته....هرچی هست باید توی لحظه ی رسیدن به این همه زیبایی یه نفس عمیق بکشی...لذت ببری و آیینه ای بشی از اونچه که دیدی .... این لطافت و زیبایی را منعکس کنی به دیگران

نوروز 91 به همتون مبارک

   + احسان نیلی ; ٩:۳٧ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٠/۱٢/٢۸
comment نظرات ()

اربعین

دو سال پیش یه همچین لحظاتی را با احمد کاوه و رحمان حاصلی و رضا تهرانی و حسین سرسنگی نجف بودیم....شب اربعین بود......همه تلاشمون این بود که بریم کربلا....نشد و شام اربعین رسیدیم کربلا..همه مسیرها بسته بود...اما همون هم یه دنیا میارزید.....لحظه لحظه اش خاطره شد... از نظافت قتلگاه سید الشهدا تا گرفتن پرچم گنبد حضرت عباس.........سفر خاصی بود ...... امروز یادش کردم.......دلم رفت اونورا..........خوش به حال زائراش.......

التماس دعا

   + احسان نیلی ; ۳:٥٦ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/۱٠/٢۳
comment نظرات ()

مصاحبه با خبرگزاری مهر

مدیر گروه کودک و نوجوان شبکه قرآن سیما گفت: در حال حاضر برای هر یک از رده‌های سنی خردسال، کودک و نوجوان سه باکس نیم ساعته برنامه پخش می‌شود، اما قصد داریم ساعت پخش برنامه‌های این گروه را افزایش دهیم.

احسان نیلی، مدیر جدید گروه کودک و نوجوان شبکه قرآن سیما در پاسخ به این سئوال که تاکنون شاهد برنامه فاخری در این گروه نبودیم، آیا قصد دارید تحولی در این باره ایجاد کنید یا نه؟ به خبرنگار مهر گفت: گروه کودک و نوجوان شبکه قرآن نوپاست. مسلماً نمی‌توان از گروهی که زمان اندکی از راه‌اندازی‌اش می‌گذرد، انتظار زیادی داشت. باید مدت زمانی طی شود تا تلاش‌ها به ثمره بنشیند.

وی در ادامه افزود: من 10 روز پیش با حکم آقای گروسی مدیر شبکه قرآن سیما به مدیریت گروه کودک و نوجوان منصوب شدم. ایشان و معاون سیما خواستار تحول جدی در این گروه هستند و امیدوارم بتوانیم در این گروه برنامه‌های فاخری تهیه و پخش کنیم.

نیلی در پاسخ به این سئوال که اولویت شما در این گروه برای برنامه‌سازی نمایش است یا برنامه‌های مجری عروسک، گفت: گروه کودک و نوجوان شبکه قرآن سیما همچون شبکه دو تفکیک نشده و ما هر سه رده سنی خردسال، کودک و نوجوان را پوشش می‌دهیم. مسلماً از ساختارهای مختلف برنامه‌سازی هم بهره می‌بریم. مسلماً برنامه‌های ترکیبی و نمایش مد نظر داریم. ما باید به حوزه نمایش ورود پیدا کنیم و آثار مناسبی خلق کنیم.

وی درباره افزایش ساعت پخش برنامه‌های گروه کودک و نوجوان گفت: در حال حاضر برای هر سه دوره سنی خردسال، کودک و نوجوان سه باکس نیم ساعته پخش می‌شود. قصد داریم ساعت پخش برنامه‌های این گروه را افزایش دهیم. امیدوارم در آینده این اتفاق بیفتد.

نیلی درباره ساخت آثاری با موضوع‌های قرآنی افزود: برنامه‌های متنوعی با موضوع‌های قرآنی خواهیم ساخت، اما تا پایان سال آثاری را پخش می‌کنیم که قبلا تصویب و تولید شدند. اما در سال آینده باید بازنگری داشته باشیم و اولویت‌ها را مشخص کنیم و متناسب با آن برنامه‌های مختلف تهیه و پخش کنیم.

   + احسان نیلی ; ۱۱:٢٢ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٠/۱٠/۱٤
comment نظرات ()

یلدا

شاید شب یلدا فقط برای همون چند ثانیه ای که ما در طول روز به هزاران هزارش اهمیت نمیدیم مهمتر از بقیه شبهاشده، موندگارش کرده و تک شده توی همه شبهای سال.....شاید چون بعد از همه این ساعات و دقایق طولانی آخرش به سپیده صبح میرسیم باعث شده بلندترین شب سال ارزشش بیشتر از بلندترین روز سال شده....چون آخر اون روز به شب میرسیم و آخر این شب به صبح...پس هم لحظه ها مهم هستند و هم عاقبت اون لحظه ها....لب همتون خندون باشه... اما توی لحظه های شادتون یه تاملی هم روی دوروبرتون بکنین، با یه دعا ، یه فکر ، یه تماس....خیلی ها هستن که منتظرن زودتر صبح بشه..خیلی ها

   + احسان نیلی ; ٩:۱۳ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/٩/٢۸
comment نظرات ()

زندگی

اهل دلی را پرسیدند زندگی چند بخش است ؟

گفت : دو بخش ؛ کودکی و پیری

گفتند پس جوانی چه؟

گفت : به فدای حسین ( علیه السلام )

   + احسان نیلی ; ٦:۱۳ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/٩/٥
comment نظرات ()

خبر

آیت الله فاطمی نیا را خیلی ها میشناسن...از اون روحانی های باسواد ، باحال و دوست داشتنی و غیر عوامی  ( غیر عوامی به این معنی که اهل حرف بیخودی و بی سند و طولانی کردن صحبت و سر مردم را گرم کردن نیست) و در عین حال سیم وصل.

یه بار از ایشون پرسیدم حاج آقا چه خبر؟ گفتن خبر میخوای برو قرآن بخون... همش مژده و بشارته و امید....اما به اخبار روزنامه ها نیگاه کنی همش نا امیدیه و یاس ، یه روز لایه ازون سوراخه ، یه روز آلودگی هواست ، یه روز جنگه ، یه روز خشکیه ، یه روز قحطیه....خلاصه بخوای بری توی بحر اخبار از زندگی نا امید میشی.

البته منظورشون این نبود که بیخبر باش یا اینها را ندید بگیر...اما کلا اون چیزی که درک من از حرف ایشون بود اینه که خبرهای روزمره خبرهای امروز و فرداست..اما خبر اصلی که به درد سعادت  دنیا و آخرته همونیه که خدا گفته و  هیچوقت هم بیات و کهنه نمیشه....

 

 

   + احسان نیلی ; ٥:٥٩ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/۸/٢٩
comment نظرات ()

پل

سال ها دو برادر با هم در مزرعه ای که از پدرشان به ارث رسیده بود، زندگی می کردند. یک روز به خاطر یک سوء تفاهم کوچک، با هم جرو بحث کردند. پس از چند هفته سکوت، اختلاف آنها زیاد شد و از هم جدا شدند.
یک روز صبح در خانه برادر بزرگ تر به صدا درآمد. وقتی در را باز کرد، مرد نجـاری را دید.
نجـار گفت:«من چند روزی است که دنبال کار می گردم، فکرکردم شاید شما کمی خرده کاری در خانه و مزرعه داشته باشید، آیا امکان دارد که کمکتان کنم؟»
برادر بزرگ تر جواب داد: «بله، اتفاقاً من یک مقدار کار دارم. به آن نهر در وسط مزرعه نگاه کن، آن همسایه در حقیقت برادر کوچک تر من است. او هفته گذشته چند نفر را استخدام کرد تا وسط مزرعه را کندند و این نهر آب بین مزرعه ما افتاد. او حتماً این کار را بخاطر کینه ای که از من به دل دارد، انجام داده.»
سپس به انبار مزرعه اشاره کرد و گفت: در انبار مقداری الوار دارم، از تو می خواهم تا بین مزرعه من و برادرم حصار بکشی تا دیگر او را نبینم.
نجار پذیرفت و شروع کرد به اندازه گیری و اره کردن الوار.
برادر بزرگ تر به نجار گفت:« من برای خرید به شهر می روم، اگر وسیله ای نیاز داری برایت بخرم.»
نجار در حالی که به شدت مشغول کار بود، جواب داد:«نه، چیزی لازم ندارم.»
هنگام غروب وقتی کشاورز به مزرعه برگشت، چشمانش از تعجب گرد شد. حصاری در کارنبود. نجار به جای حصار یک پل روی نهر ساخته بود.
کشاورز با عصبانیت رو به نجار کرد و گفت:«مگر من به تو نگفته بودم برایم حصار بسازی؟»
در همین لحظه برادر کوچک تر از راه رسید و با دیدن پل فکرکرد که برادرش دستور ساختن آن را داده، از روی پل عبور کرد و برادر بزرگترش را در آغوش گرفت و از او برای کندن نهر معذرت خواست.
وقتی برادر بزرگ تر برگشت، نجار را دید که جعبه ابزارش را روی دوشش گذاشته و در حال رفتن است. کشاورز نزد او رفت و بعد از تشکر، از او خواست تا چند روزی مهمان او و برادرش باشد.
نجار گفت: دوست دارم بمانم ولی پل های زیادی هست که باید آنها را بسازم.
 کمی بیاندیشیم

تا به حال واسه چند نفر پل ساختیم؟!!
بین خودمون و چند نفر از عزیزامون حصار کشیدیم؟!!

 

   + احسان نیلی ; ۱:٢۸ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/۸/٢۸
comment نظرات ()

مظهر رحمت و نه فقط عدالت

مهربانى با مردم را پوشش دل خویش قرار ده، و با همه دوست و مهربان باش. مبادا هرگز، چونان حیوان شکارى باشى که خوردن آنان را غنیمت دانى، زیرا مردم دو دسته‏اند، دسته‏اى برادر دینى تو، و دسته دیگر همانند تو در آفرینش ، اگر گناهى از آنان سر مى‏زند، یا علتهایى بر آنان عارض مى‏شود، یا خواسته و ناخواسته، اشتباهى مرتکب مى‏گردند، آنان را ببخشاى و بر آنان آسان گیر، آن گونه
که دوست دارى خدا تو را ببخشاید و بر تو آسان گیرد. همانا تو از آنان برتر، و امام تو از تو برتر، و خدا بر آن کس که تو را فرماندارى مصر داد والاتر است، که انجام امور مردم مصر را به تو واگذارده، و آنان را وسیله آزمودن تو قرار داده است، هرگز با خدا مستیز، که تو را از کیفر او نجاتى نیست، و از بخشش و رحمت او بى‏نیاز نخواهى بود، بر بخشش دیگران پشیمان مباش، و از کیفر کردن شادى مکن، و از خشمى که توانى از آن رها گردى شتاب نداشته باش،

 به مردم نگو، به من فرمان دادند و من نیز فرمان مى‏دهم، باید اطاعت شود، که این گونه خود بزرگ بینى دل را فاسد، و دین را پژمرده، و موجب زوال نعمتهاست. و اگر با مقام و قدرتى که دارى، دچار تکبر یا خود بزرگ بینى شدى به بزرگى حکومت پروردگار که برتر از تو است بنگر، که تو را از آن سرکشى نجات مى‏دهد، و تندروى تو را فرو مى‏نشاند، و عقل و اندیشه‏ات را به جایگاه اصلى باز مى‏گرداند.

   + احسان نیلی ; ۱:٠۱ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/۸/٢۱
comment نظرات ()
← صفحه بعد