اربعین
دو سال پیش یه همچین لحظاتی را با احمد کاوه و رحمان حاصلی و رضا تهرانی و حسین سرسنگی نجف بودیم....شب اربعین بود......همه تلاشمون این بود که بریم کربلا....نشد و شام اربعین رسیدیم کربلا..همه مسیرها بسته بود...اما همون هم یه دنیا میارزید.....لحظه لحظه اش خاطره شد... از نظافت قتلگاه سید الشهدا تا گرفتن پرچم گنبد حضرت عباس.........سفر خاصی بود ...... امروز یادش کردم.......دلم رفت اونورا..........خوش به حال زائراش.......
التماس دعا
مصاحبه با خبرگزاری مهر
| مدیر گروه کودک و نوجوان شبکه قرآن سیما گفت: در حال حاضر برای هر یک از ردههای سنی خردسال، کودک و نوجوان سه باکس نیم ساعته برنامه پخش میشود، اما قصد داریم ساعت پخش برنامههای این گروه را افزایش دهیم. | |
|
احسان نیلی، مدیر جدید گروه کودک و نوجوان شبکه قرآن سیما در پاسخ به این سئوال که تاکنون شاهد برنامه فاخری در این گروه نبودیم، آیا قصد دارید تحولی در این باره ایجاد کنید یا نه؟ به خبرنگار مهر گفت: گروه کودک و نوجوان شبکه قرآن نوپاست. مسلماً نمیتوان از گروهی که زمان اندکی از راهاندازیاش میگذرد، انتظار زیادی داشت. باید مدت زمانی طی شود تا تلاشها به ثمره بنشیند. وی در ادامه افزود: من 10 روز پیش با حکم آقای گروسی مدیر شبکه قرآن سیما به مدیریت گروه کودک و نوجوان منصوب شدم. ایشان و معاون سیما خواستار تحول جدی در این گروه هستند و امیدوارم بتوانیم در این گروه برنامههای فاخری تهیه و پخش کنیم. نیلی در پاسخ به این سئوال که اولویت شما در این گروه برای برنامهسازی نمایش است یا برنامههای مجری عروسک، گفت: گروه کودک و نوجوان شبکه قرآن سیما همچون شبکه دو تفکیک نشده و ما هر سه رده سنی خردسال، کودک و نوجوان را پوشش میدهیم. مسلماً از ساختارهای مختلف برنامهسازی هم بهره میبریم. مسلماً برنامههای ترکیبی و نمایش مد نظر داریم. ما باید به حوزه نمایش ورود پیدا کنیم و آثار مناسبی خلق کنیم. وی درباره افزایش ساعت پخش برنامههای گروه کودک و نوجوان گفت: در حال حاضر برای هر سه دوره سنی خردسال، کودک و نوجوان سه باکس نیم ساعته پخش میشود. قصد داریم ساعت پخش برنامههای این گروه را افزایش دهیم. امیدوارم در آینده این اتفاق بیفتد. نیلی درباره ساخت آثاری با موضوعهای قرآنی افزود: برنامههای متنوعی با موضوعهای قرآنی خواهیم ساخت، اما تا پایان سال آثاری را پخش میکنیم که قبلا تصویب و تولید شدند. اما در سال آینده باید بازنگری داشته باشیم و اولویتها را مشخص کنیم و متناسب با آن برنامههای مختلف تهیه و پخش کنیم. |
یلدا
زندگی
اهل دلی را پرسیدند زندگی چند بخش است ؟
گفت : دو بخش ؛ کودکی و پیری
گفتند پس جوانی چه؟
گفت : به فدای حسین ( علیه السلام )
خبر
آیت الله فاطمی نیا را خیلی ها میشناسن...از اون روحانی های باسواد ، باحال و دوست داشتنی و غیر عوامی ( غیر عوامی به این معنی که اهل حرف بیخودی و بی سند و طولانی کردن صحبت و سر مردم را گرم کردن نیست) و در عین حال سیم وصل.
یه بار از ایشون پرسیدم حاج آقا چه خبر؟ گفتن خبر میخوای برو قرآن بخون... همش مژده و بشارته و امید....اما به اخبار روزنامه ها نیگاه کنی همش نا امیدیه و یاس ، یه روز لایه ازون سوراخه ، یه روز آلودگی هواست ، یه روز جنگه ، یه روز خشکیه ، یه روز قحطیه....خلاصه بخوای بری توی بحر اخبار از زندگی نا امید میشی.
البته منظورشون این نبود که بیخبر باش یا اینها را ندید بگیر...اما کلا اون چیزی که درک من از حرف ایشون بود اینه که خبرهای روزمره خبرهای امروز و فرداست..اما خبر اصلی که به درد سعادت دنیا و آخرته همونیه که خدا گفته و هیچوقت هم بیات و کهنه نمیشه....
پل
یک روز صبح در خانه برادر بزرگ تر به صدا درآمد. وقتی در را باز کرد، مرد نجـاری را دید.
نجـار گفت:«من چند روزی است که دنبال کار می گردم، فکرکردم شاید شما کمی خرده کاری در خانه و مزرعه داشته باشید، آیا امکان دارد که کمکتان کنم؟»
برادر بزرگ تر جواب داد: «بله، اتفاقاً من یک مقدار کار دارم. به آن نهر در وسط مزرعه نگاه کن، آن همسایه در حقیقت برادر کوچک تر من است. او هفته گذشته چند نفر را استخدام کرد تا وسط مزرعه را کندند و این نهر آب بین مزرعه ما افتاد. او حتماً این کار را بخاطر کینه ای که از من به دل دارد، انجام داده.»
سپس به انبار مزرعه اشاره کرد و گفت: در انبار مقداری الوار دارم، از تو می خواهم تا بین مزرعه من و برادرم حصار بکشی تا دیگر او را نبینم.
نجار پذیرفت و شروع کرد به اندازه گیری و اره کردن الوار.
برادر بزرگ تر به نجار گفت:« من برای خرید به شهر می روم، اگر وسیله ای نیاز داری برایت بخرم.»
نجار در حالی که به شدت مشغول کار بود، جواب داد:«نه، چیزی لازم ندارم.»
هنگام غروب وقتی کشاورز به مزرعه برگشت، چشمانش از تعجب گرد شد. حصاری در کارنبود. نجار به جای حصار یک پل روی نهر ساخته بود.
کشاورز با عصبانیت رو به نجار کرد و گفت:«مگر من به تو نگفته بودم برایم حصار بسازی؟»
در همین لحظه برادر کوچک تر از راه رسید و با دیدن پل فکرکرد که برادرش دستور ساختن آن را داده، از روی پل عبور کرد و برادر بزرگترش را در آغوش گرفت و از او برای کندن نهر معذرت خواست.
وقتی برادر بزرگ تر برگشت، نجار را دید که جعبه ابزارش را روی دوشش گذاشته و در حال رفتن است. کشاورز نزد او رفت و بعد از تشکر، از او خواست تا چند روزی مهمان او و برادرش باشد.
نجار گفت: دوست دارم بمانم ولی پل های زیادی هست که باید آنها را بسازم.
تا به حال واسه چند نفر پل ساختیم؟!!
بین خودمون و چند نفر از عزیزامون حصار کشیدیم؟!!
مظهر رحمت و نه فقط عدالت
مهربانى با مردم را پوشش دل خویش قرار ده، و با همه دوست و مهربان باش. مبادا هرگز، چونان حیوان شکارى باشى که خوردن آنان را غنیمت دانى، زیرا مردم دو دستهاند، دستهاى برادر دینى تو، و دسته دیگر همانند تو در آفرینش ، اگر گناهى از آنان سر مىزند، یا علتهایى بر آنان عارض مىشود، یا خواسته و ناخواسته، اشتباهى مرتکب مىگردند، آنان را ببخشاى و بر آنان آسان گیر، آن گونه
که دوست دارى خدا تو را ببخشاید و بر تو آسان گیرد. همانا تو از آنان برتر، و امام تو از تو برتر، و خدا بر آن کس که تو را فرماندارى مصر داد والاتر است، که انجام امور مردم مصر را به تو واگذارده، و آنان را وسیله آزمودن تو قرار داده است، هرگز با خدا مستیز، که تو را از کیفر او نجاتى نیست، و از بخشش و رحمت او بىنیاز نخواهى بود، بر بخشش دیگران پشیمان مباش، و از کیفر کردن شادى مکن، و از خشمى که توانى از آن رها گردى شتاب نداشته باش،
به مردم نگو، به من فرمان دادند و من نیز فرمان مىدهم، باید اطاعت شود، که این گونه خود بزرگ بینى دل را فاسد، و دین را پژمرده، و موجب زوال نعمتهاست. و اگر با مقام و قدرتى که دارى، دچار تکبر یا خود بزرگ بینى شدى به بزرگى حکومت پروردگار که برتر از تو است بنگر، که تو را از آن سرکشى نجات مىدهد، و تندروى تو را فرو مىنشاند، و عقل و اندیشهات را به جایگاه اصلى باز مىگرداند.
ارزش انسان
قدر
حجابی نه از جنس لباس
روزهای شروع سال جاری که خدا مجدد توفیق زیارت بیت خودش را نصیبم کرد برای ضبط جلسه توجیهی عازم تهران شدم..تعطیلات نوروز به مسافرت رفته بودم و خودم را برای جلسه رسوندم تهران.
به دلایل سیاسی و اتفاقات اول سال ویزای زائران ایرانی را به سختی صادر میکردند.
سفر ما هم چون با کاروان دانشجویان نخبه بود با مشکل مواجه شد و ویزای کاروان ما صادر نشد. ستاد عمره دانشجویی تدبیری کردند و یه جابجایی توی حرکت کاروانها انجام دادند که ویزای ما برسه و این سفر انجام شه.
همسفریها خیلی نگران بودند. تا گفتند امیدواریم سفر انجام شه یعنی اینکه سفر با تردید مواجه شده.
توی این نگرانیها بودیم و بودند که معاون کاروان از مقام ربوبی خودش یه جمله گفت که من را وادار به نوشتن این مطلب کرد.
گفت : اونها که شب قدر درست عمل کردند و بخشیده شدند قسمتشون میشه و اونها که گیر توی کارشون بوده قسمتشون نمیشه.
خیلی به من برخورد..چون احساس کردم هر کس این روزها به مقامی میرسه که احساس میکنه یه سر و گردن از بقیه بالاتره به عنوان جانشین خدا اظهار نظر میکنه و ..
جماعتی نگران ..بعد از سالها قسمتشون شده برن مکه و مدینه .. یه نفر راحت به خودش اجازه میده در مورد خوبی و بدی و دلیل رفتن و نرفتن این جماعت نظر بده..
با خودم گفتم چون خودش سفر چندمشه متوجه اشتیاق این زائرای منتظر و مشتاق نیست و راحت رفتن و نرفتنشون را به خوبی و بدیشون نسبت میده.
دوباره با خودم گفتم اصلا مگه رفتن و نرفتن دلیل بر خوبی و بدیه؟
مگه نمیگن امام حسن عسگری (علیه السلام) نتونستن به زیارت خونه خدا نائل شن؟
مگه یکی مثل آیت الله بهجت هر سال به خونه خدا مشرف میشد؟
و مگه همه اینها که هر سال و هر سال میرن و میان به مقام قرب نزدیک شدن و حاجی واقعی شدند؟ شاهد مثال هم خود من که خیلی خیلی خیلی بیش از لیاقتم مشرف به این سفر شدم اما دریغ از حفظ اثر این سفر.
گاهی این زیارات و عبادات حجابهایی میشن که تنها اثرش تکبر و بزرگ بینی خودمون نسبت به دیگرانه.. حجابی که با هیچ حجاب دیگه ای قابل قیاس نیست
نظرات ()
