بي ريا

یادداشتهای روزانه احسان نیلی

سالی دگر

بهار دقیقا مثل همین تصویره....یه پیچ پر از لطافت و زیبایی و قشنگی....اما مبهم....معلوم نیست که از پس این گذرگاه چی منتظرته....هرچی هست باید توی لحظه ی رسیدن به این همه زیبایی یه نفس عمیق بکشی...لذت ببری و آیینه ای بشی از اونچه که دیدی .... این لطافت و زیبایی را منعکس کنی به دیگران

نوروز 91 به همتون مبارک

   + احسان نیلی ; ٩:۳٧ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٠/۱٢/٢۸
comment نظرات ()

اربعین

دو سال پیش یه همچین لحظاتی را با احمد کاوه و رحمان حاصلی و رضا تهرانی و حسین سرسنگی نجف بودیم....شب اربعین بود......همه تلاشمون این بود که بریم کربلا....نشد و شام اربعین رسیدیم کربلا..همه مسیرها بسته بود...اما همون هم یه دنیا میارزید.....لحظه لحظه اش خاطره شد... از نظافت قتلگاه سید الشهدا تا گرفتن پرچم گنبد حضرت عباس.........سفر خاصی بود ...... امروز یادش کردم.......دلم رفت اونورا..........خوش به حال زائراش.......

التماس دعا

   + احسان نیلی ; ۳:٥٦ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/۱٠/٢۳
comment نظرات ()

مصاحبه با خبرگزاری مهر

مدیر گروه کودک و نوجوان شبکه قرآن سیما گفت: در حال حاضر برای هر یک از رده‌های سنی خردسال، کودک و نوجوان سه باکس نیم ساعته برنامه پخش می‌شود، اما قصد داریم ساعت پخش برنامه‌های این گروه را افزایش دهیم.

احسان نیلی، مدیر جدید گروه کودک و نوجوان شبکه قرآن سیما در پاسخ به این سئوال که تاکنون شاهد برنامه فاخری در این گروه نبودیم، آیا قصد دارید تحولی در این باره ایجاد کنید یا نه؟ به خبرنگار مهر گفت: گروه کودک و نوجوان شبکه قرآن نوپاست. مسلماً نمی‌توان از گروهی که زمان اندکی از راه‌اندازی‌اش می‌گذرد، انتظار زیادی داشت. باید مدت زمانی طی شود تا تلاش‌ها به ثمره بنشیند.

وی در ادامه افزود: من 10 روز پیش با حکم آقای گروسی مدیر شبکه قرآن سیما به مدیریت گروه کودک و نوجوان منصوب شدم. ایشان و معاون سیما خواستار تحول جدی در این گروه هستند و امیدوارم بتوانیم در این گروه برنامه‌های فاخری تهیه و پخش کنیم.

نیلی در پاسخ به این سئوال که اولویت شما در این گروه برای برنامه‌سازی نمایش است یا برنامه‌های مجری عروسک، گفت: گروه کودک و نوجوان شبکه قرآن سیما همچون شبکه دو تفکیک نشده و ما هر سه رده سنی خردسال، کودک و نوجوان را پوشش می‌دهیم. مسلماً از ساختارهای مختلف برنامه‌سازی هم بهره می‌بریم. مسلماً برنامه‌های ترکیبی و نمایش مد نظر داریم. ما باید به حوزه نمایش ورود پیدا کنیم و آثار مناسبی خلق کنیم.

وی درباره افزایش ساعت پخش برنامه‌های گروه کودک و نوجوان گفت: در حال حاضر برای هر سه دوره سنی خردسال، کودک و نوجوان سه باکس نیم ساعته پخش می‌شود. قصد داریم ساعت پخش برنامه‌های این گروه را افزایش دهیم. امیدوارم در آینده این اتفاق بیفتد.

نیلی درباره ساخت آثاری با موضوع‌های قرآنی افزود: برنامه‌های متنوعی با موضوع‌های قرآنی خواهیم ساخت، اما تا پایان سال آثاری را پخش می‌کنیم که قبلا تصویب و تولید شدند. اما در سال آینده باید بازنگری داشته باشیم و اولویت‌ها را مشخص کنیم و متناسب با آن برنامه‌های مختلف تهیه و پخش کنیم.

   + احسان نیلی ; ۱۱:٢٢ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٠/۱٠/۱٤
comment نظرات ()

یلدا

شاید شب یلدا فقط برای همون چند ثانیه ای که ما در طول روز به هزاران هزارش اهمیت نمیدیم مهمتر از بقیه شبهاشده، موندگارش کرده و تک شده توی همه شبهای سال.....شاید چون بعد از همه این ساعات و دقایق طولانی آخرش به سپیده صبح میرسیم باعث شده بلندترین شب سال ارزشش بیشتر از بلندترین روز سال شده....چون آخر اون روز به شب میرسیم و آخر این شب به صبح...پس هم لحظه ها مهم هستند و هم عاقبت اون لحظه ها....لب همتون خندون باشه... اما توی لحظه های شادتون یه تاملی هم روی دوروبرتون بکنین، با یه دعا ، یه فکر ، یه تماس....خیلی ها هستن که منتظرن زودتر صبح بشه..خیلی ها

   + احسان نیلی ; ٩:۱۳ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/٩/٢۸
comment نظرات ()

زندگی

اهل دلی را پرسیدند زندگی چند بخش است ؟

گفت : دو بخش ؛ کودکی و پیری

گفتند پس جوانی چه؟

گفت : به فدای حسین ( علیه السلام )

   + احسان نیلی ; ٦:۱۳ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/٩/٥
comment نظرات ()

خبر

آیت الله فاطمی نیا را خیلی ها میشناسن...از اون روحانی های باسواد ، باحال و دوست داشتنی و غیر عوامی  ( غیر عوامی به این معنی که اهل حرف بیخودی و بی سند و طولانی کردن صحبت و سر مردم را گرم کردن نیست) و در عین حال سیم وصل.

یه بار از ایشون پرسیدم حاج آقا چه خبر؟ گفتن خبر میخوای برو قرآن بخون... همش مژده و بشارته و امید....اما به اخبار روزنامه ها نیگاه کنی همش نا امیدیه و یاس ، یه روز لایه ازون سوراخه ، یه روز آلودگی هواست ، یه روز جنگه ، یه روز خشکیه ، یه روز قحطیه....خلاصه بخوای بری توی بحر اخبار از زندگی نا امید میشی.

البته منظورشون این نبود که بیخبر باش یا اینها را ندید بگیر...اما کلا اون چیزی که درک من از حرف ایشون بود اینه که خبرهای روزمره خبرهای امروز و فرداست..اما خبر اصلی که به درد سعادت  دنیا و آخرته همونیه که خدا گفته و  هیچوقت هم بیات و کهنه نمیشه....

 

 

   + احسان نیلی ; ٥:٥٩ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/۸/٢٩
comment نظرات ()

پل

سال ها دو برادر با هم در مزرعه ای که از پدرشان به ارث رسیده بود، زندگی می کردند. یک روز به خاطر یک سوء تفاهم کوچک، با هم جرو بحث کردند. پس از چند هفته سکوت، اختلاف آنها زیاد شد و از هم جدا شدند.
یک روز صبح در خانه برادر بزرگ تر به صدا درآمد. وقتی در را باز کرد، مرد نجـاری را دید.
نجـار گفت:«من چند روزی است که دنبال کار می گردم، فکرکردم شاید شما کمی خرده کاری در خانه و مزرعه داشته باشید، آیا امکان دارد که کمکتان کنم؟»
برادر بزرگ تر جواب داد: «بله، اتفاقاً من یک مقدار کار دارم. به آن نهر در وسط مزرعه نگاه کن، آن همسایه در حقیقت برادر کوچک تر من است. او هفته گذشته چند نفر را استخدام کرد تا وسط مزرعه را کندند و این نهر آب بین مزرعه ما افتاد. او حتماً این کار را بخاطر کینه ای که از من به دل دارد، انجام داده.»
سپس به انبار مزرعه اشاره کرد و گفت: در انبار مقداری الوار دارم، از تو می خواهم تا بین مزرعه من و برادرم حصار بکشی تا دیگر او را نبینم.
نجار پذیرفت و شروع کرد به اندازه گیری و اره کردن الوار.
برادر بزرگ تر به نجار گفت:« من برای خرید به شهر می روم، اگر وسیله ای نیاز داری برایت بخرم.»
نجار در حالی که به شدت مشغول کار بود، جواب داد:«نه، چیزی لازم ندارم.»
هنگام غروب وقتی کشاورز به مزرعه برگشت، چشمانش از تعجب گرد شد. حصاری در کارنبود. نجار به جای حصار یک پل روی نهر ساخته بود.
کشاورز با عصبانیت رو به نجار کرد و گفت:«مگر من به تو نگفته بودم برایم حصار بسازی؟»
در همین لحظه برادر کوچک تر از راه رسید و با دیدن پل فکرکرد که برادرش دستور ساختن آن را داده، از روی پل عبور کرد و برادر بزرگترش را در آغوش گرفت و از او برای کندن نهر معذرت خواست.
وقتی برادر بزرگ تر برگشت، نجار را دید که جعبه ابزارش را روی دوشش گذاشته و در حال رفتن است. کشاورز نزد او رفت و بعد از تشکر، از او خواست تا چند روزی مهمان او و برادرش باشد.
نجار گفت: دوست دارم بمانم ولی پل های زیادی هست که باید آنها را بسازم.
 کمی بیاندیشیم

تا به حال واسه چند نفر پل ساختیم؟!!
بین خودمون و چند نفر از عزیزامون حصار کشیدیم؟!!

 

   + احسان نیلی ; ۱:٢۸ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/۸/٢۸
comment نظرات ()

مظهر رحمت و نه فقط عدالت

مهربانى با مردم را پوشش دل خویش قرار ده، و با همه دوست و مهربان باش. مبادا هرگز، چونان حیوان شکارى باشى که خوردن آنان را غنیمت دانى، زیرا مردم دو دسته‏اند، دسته‏اى برادر دینى تو، و دسته دیگر همانند تو در آفرینش ، اگر گناهى از آنان سر مى‏زند، یا علتهایى بر آنان عارض مى‏شود، یا خواسته و ناخواسته، اشتباهى مرتکب مى‏گردند، آنان را ببخشاى و بر آنان آسان گیر، آن گونه
که دوست دارى خدا تو را ببخشاید و بر تو آسان گیرد. همانا تو از آنان برتر، و امام تو از تو برتر، و خدا بر آن کس که تو را فرماندارى مصر داد والاتر است، که انجام امور مردم مصر را به تو واگذارده، و آنان را وسیله آزمودن تو قرار داده است، هرگز با خدا مستیز، که تو را از کیفر او نجاتى نیست، و از بخشش و رحمت او بى‏نیاز نخواهى بود، بر بخشش دیگران پشیمان مباش، و از کیفر کردن شادى مکن، و از خشمى که توانى از آن رها گردى شتاب نداشته باش،

 به مردم نگو، به من فرمان دادند و من نیز فرمان مى‏دهم، باید اطاعت شود، که این گونه خود بزرگ بینى دل را فاسد، و دین را پژمرده، و موجب زوال نعمتهاست. و اگر با مقام و قدرتى که دارى، دچار تکبر یا خود بزرگ بینى شدى به بزرگى حکومت پروردگار که برتر از تو است بنگر، که تو را از آن سرکشى نجات مى‏دهد، و تندروى تو را فرو مى‏نشاند، و عقل و اندیشه‏ات را به جایگاه اصلى باز مى‏گرداند.

   + احسان نیلی ; ۱:٠۱ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/۸/٢۱
comment نظرات ()

ارزش انسان

ارزش واقعی انسان به چیست؟
 
(این کلام از جناب علامه نقل به مضمون است)
 
علامه محمد تقی جعفری (رحمه­الله­ علیه) می­فرمودند:
 
عده­ ای از جامعه­ شناسان برتر دنیا در دانمارک جمع شده بودند تا پیرامون موضوع مهمی به بحث و تبادل نظر بپردازند. موضع این بود: «ارزش واقعی انسان به چیست».
 
برای سنجش ارزش خیلی از موجودات معیار خاصی داریم. مثلا معیار ارزش طلا به وزن و عیار آن است. معیار ارزش بنزین به مقدار و کیفیت آن است. معیار ارزش پول پشتوانه­ی آن است. اما معیار ارزش انسان­ها در چیست.
 
هر کدام از جامعه شناس­ها صحبت­هایی داشتند و معیارهای خاصی را ارائه دادند.
 
بعد گفتند: وقتی نوبت به بنده رسید گفتم : اگر می­خواهید بدانید یک انسان چقدر ارزش دارد ببینید به چه چیزی علاقه دارد و به چه چیزی عشق می­ورزد.
 
کسی که عشقش یک آپارتمان دو طبقه است در واقع ارزشش به مقدار همان آپارتمان است.
 
کسی که عشقش ماشینش است ارزشش به همان میزان است.
 
اما کسی که عشقش خدای متعال است ارزشش به اندازه­ ی خداست.
 
علامه فرمودند: من این مطلب را گفتم و پایین آمدم. وقتی جامعه شناس­ها صحبت­های مرا شنیدند برای چند دقیقه روی پای خود ایستادند و کف زدند.
 
وقتی تشویق آن­ها تمام شد من دوباره بلند شدم و گفتم: عزیزان! این کلام از من نبود. بلکه از شخصی به نام علی (علیه­السلام) است. آن حضرت در نهج البلاغه می­فرمایند: «قِیمَةُ کُلِّ امْرِئٍ مَا یُحْسِنُهُ» / «ارزش هر انسانی به اندازه­ی چیزی است که دوست می­دارد».
 
وقتی این کلام را گفتم دوباره به نشانه­ ی احترام به وجود مقدس امیرالمؤمنین علی (علیه­السلام) از جا بلند شدند و چند بار نام آن حضرت را بر زبان جاری کردند . . .
 
حضرت علامه در ادامه می­فرمودند: عشق حلال به این است که انسان (مثلا) عاشق 50 میلیون تومان پول باشد. حال اگر به انسان بگویند: «آی!!! پنجاه میلیونی!!!» . چقدر بدش می­آید؟ در واقع می­فهمد که این حرف توهین در حق اوست. حالا که تکلیف عشق حلال اما دنیوی معلوم شد ببینید اگر کسی عشق به گناه و معصیت داشته باشد چقدر پست و بی­ارزش است!
 
اینجاست که ارزش «ثار الله» معلوم می­شود. ثار الله اضافه­ ی تشریفی است . خونی که در واقع آنقدر شرافت و ارزش پیدا کرده که فقط با معیارهای الهی قابل ارزش گذاری است و ارزش آن به اندازه­ی خدای متعال است.

   + احسان نیلی ; ۱:۳٠ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/٧/٢٠
comment نظرات ()

قدر

صبحتون بخیر...صبح بعد از شب قدرتون بخیر..خوب بود؟ خوش گذشت؟ قبول باشه....یاد دوستان کردین؟ جای خالی فرشته ها رو حس میکنین؟....فرشته هایی که " سلام هی حتی مطلع الفجر".. از طلوع فجر امروز سرنوشتی که دیشب مقدر شد رقم خورد. الهی که برا همه به خیر مقدر شده باشه. آمین

   + احسان نیلی ; ۱۱:٥٥ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٠/٦/٢
comment نظرات ()
← صفحه بعد